» سیاسی » ریشه های تشنج بین نظامیان پاکستان با قومگرایان طالبان، تبعات و اثرات آن بر ج.ا.ایران و همسایگان
سیاسی - مقالات
کد خبر:55007 | ۸ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۰:۱۲

ریشه های تشنج بین نظامیان پاکستان با قومگرایان طالبان، تبعات و اثرات آن بر ج.ا.ایران و همسایگان

پرتو جنوب ۰

دکتر امان الله دهقان فرد- کارشناس ارشد روابط بین الملل و دیپلمات پیشین ج.ا.ایران – تحلیلگر سیاسی پرتو جنوب

برای درک بهترِ ریشه های اختلاف بین سران پشتونگرایِ فعلی افغانستان با حاکمان نظامی پاکستان و تحلیل دقیق ترِ آن، قبل از هر چیز بایستی تاریخ ۸۰ سال پیش و همزمان با جدا شدن بخشی از مسلمانان شبه قاره ی هندوستان و استقلال آنان را بازمطالعه نمود!  همان ایامی که دستگاه خبیثِ پادشاهی انگلیس با ایجاد جدایی های مصنوعی میان اقوام «همسو» و قبیله های «همزبان» و کاشتن بذر تفرقه و کینه ی دائمی، زمینه ی درگیری های بعدی و فعلی را فراهم نموده، آنان را بجان هم انداخته، امنیت و آرامش شان را بهم زده و بنام «اسلام» و «دینِ»غرّای محمدی ایشان را به درگیری های اینچنانی و کشتار سازماندهی شده سوق داده اند. دقیقا همان میراث شیطانی و خباثت آلودی که در دیگر نقاط جغرافیای اسلامی نیز بر جای گذاشتند و بر اساس آن، جنگ های فرقه ای و نزاع های مذهبی را بوجود آورده و می آورند!

«اقلیتی» قومی زیر نام «پختون» و یا به تعبیری «پشتون» که به «پتان»ها نیز شهرت دارند، از ابتدای مهاجرت به این ناحیه! تا کنون بر مبنای نگاه «ویژه»ی زبانی و نظریات «بسته»ی قبایلی شکل گرفته، مدیریت گردیده و ادامه یافته، از چندین قرن قبل به این سو تلاش های مستمری را برای تاسیس سرزمینی خاص و یکپارچه در مناطق جنوبی و مشرقیِ افغانستان، شبه قاره ی هندوستان، و نواحی پاکستان فعلی و حتی سرحدات ایران اهورایی و عاشورایی بانجام رسانیده، اقدامات همراه با کُشتارهای فردی و‌ جمعی را براه انداخته و جنگ های خانمان سوزی علیه دیگران را پشت سر گذاشته اند، مخصوصا آنکه پیگیری این امر با دست درازی به سکونتگاه های ساکنان و صاحبان خانه های سایر اقوام و گویش های اصیل منطقه ای همراه بوده است. آنچه امروز در نبردهای جاری بین نظامیان اسلام آباد و سران قندهاریِ طالبان جریان دارد نه تنها اولین و آخرین بار نبوده بلکه تنها مرحله ای پسین از موارد پیشین ارزیابی و قطعا تا زمان «حل ناشدگیِ» اصولی و ریشه ایِ این معضلات، همچنان شاهد استمرار درگیری ها خواهیم بود.

اکثریت قریب باتفاق رهبران قبیله گرای فعلی حاکم بر افغانستان با پیشینه ی تعصبات شدید «مذهبی» و «قومیتی» از گذشته های دور تا همین چند سال قبل، عموما تربیت شده و مورد حمایت قرار گرفته توسط دستگاه های امنیتی، مراکز اطلاعاتی، اساتید مدارس و پایگاه های سَلفی داخل پاکستان، «اخوانیان» و «وهابیان» سایر کشورهای عربی و تُرکی بوده که با هدف به اصطلاح سیطره بر حاکمیت و حکومت این کشور و بهره گیری از آنان علیه دیگر همسایگان، روی کار آمده و بکار گرفته شده اند، امری که علی رغم پیش بینیِ بخشی از «باید» و «نباید»ها اما بدلیل عدم توجه به نگاه های تنگِ قبیله ای و توجهات تُند قومی و لهجه ای!، تمام سرمایه گذاری های پشتیبانان و حامیان با بن بست مواجه و فرماندهان اصلی و مربیان فرعی را «سردرگُم» کرده است. موضوعی که می تواند عبرتی برای سایران از جمله ماموران و مسئولان مربوطه در ج.ا.ایران تلقی گردد.

✔️نکته)- بهانه ی فعلیِ نظامیان «اسلام آباد» برای درگیری با سپاهیان پشتونی «قندهار» در این مقطع زمانی، «دو» موضوع مهمِ زیر است:

الف)- حضور جنگجویان «تی تی پی» و یا «تحریک طالبان پاکستان» در افغانستان و حمایت های بی دریغ مالی و همه جانبه ی سران کابل از آنان.

ب)- پیوستگیِ سیاسی و سرسپرگیِ اقتصادی و اطلاعاتیِ تصمیم گیران و تعلیم یافتگان حاضر در رأس ماموران طالبان به رقیب و دشمن دیرینه ی خود یعنی هندوستان.

بیشتر بخوانید:

 بازی های پنهان نظامیان پاکستان با ج.ا.ایران، قابل توجه مسئولان، ماموران و همسایگان!

بهره برداری مشترک دو سرویس اطلاعاتی هند و موساد از گدانمایان پاکستانی

…در همین رابطه ضمن اذعان به تاثیر این دو مساله در بحران به وجود آمده، واقعیت اما آن است که موضوع اصلی، عبارت است از تلاش جمعی برای اتصال «قومی»، «معنوی» و «مذهبی» ساکنانِ مرزهای «فرضیِ» به رسمیت شناخته نشده توسط حاکمان گذشته و الانِ افغانستان و برنامه ریزی جهت تحقق آرزوی دیرینه ی آنان در تاسیس دولتی بزرگ با مرکزیت «پشتونان» و یکپارچه سازی ایشان با استفاده از بخش هایی از خاک سرزمینیِ پاکستان و حتی تا حدودی دیگر همسایگان بوده و طبیعی است تا هنگامی که «شبهِ نظامیان» اقلیتِ قبیله ای فعلی قدرت را در دست داشته باشند و نسبت به مشارکت اکثریت مردم و ملت آن کشور مسلمان مانع ایجاد نمایند، این نزاع همچنان استمرار خواهد یافت و حتی شاهد تشدید منازعات و گسترش آن به دیگر نقاط نیز خواهیم بود!

✅فراموش نکنیم)- یکی از عمده ترین دلایلی که سران «تمامیت خواهِ»حاکم بر افغانستانِ فعلی و حتی پادشاهان «از خود راضیِ» قبلی را به سمت حمایت های بی قید و شرط از همقطاران قومی و همسویان مذهبیِ خود در آنسوی سرحدات شرقی و‌ جنوبی را ترغیب و تشویق کرده و موجبات درگیری های مرزی و عمقی و این تجزیه طلبی ها را فراهم نموده همانا تجمعات خانوادگی و «فامیلی» و «وابستگی»های آن ها به یکدیگر بوده و بدیهی است در صورت عدم توجه ماموران و مسئولان ج.ا.ایران و سایر همسایگان افغانستان نسبت به ساماندهی امور بیگانگان و پیشروی های برنامه ریزی شده ایشان، دیر یا زود بایستی منتظر اتفاقات مشابه در کشورمان نیز باشیم. موضوعی که علی رغم هشدارهای دوستان و کاردانان، با کمال تاسف اما مورد غفلتِ «جهلی» و یا «عمدی» عده ای از «ناکارشناسانِ»! ستادی و میدانی قرار گرفته و زمینه ساز حضور میلیون ها وابسته ی «قبایلی» و «مذهبیِ» غیربومی در حساس ترین نقاط مرزی و عمقیِ «ایرانِ جان» گردیده است!

فاعتبروا…

۸/آبان ماه/۱۴۰۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×