ادبیات

ادبیات

ماجرای طنز “عزاداری خانم پردل”

۱۴۰۵-۰۵-۱۵

خانم پردل یکی از معلمان دبستان ما بود. خانم پردل خیلی مهربان بود و با زنان روستای ما رابطه صمیمانه ای داشت. بعد از اینکه از روستای ما رفت، حدود بیست و پنج سال بعد، خبر ناگواری رسید که خانم پردل در کرمانشاه به رحمت خدا رفته.  روز دهم بعد از درگذشت خانم پردل، خبر به صورت اتفاقی به روستای ما رسید. همه پیرزنان روستای ما که دوست صمیمی خانم پردل بودن سیاهپوش شدن و […]

ادبیات

خاموش نمی شود

۱۴۰۵-۰۵-۱۱

تو همان نوری همان شور و وفا کعبه من جان سوای ماسوا روح خورشیدی میان آسمان خالق یک کربلای لامکان نام تو نقشیست بر لوح تنم مهر تو در جای جای میهنم قطره دریا می شود در مکتبت گوهری شد با صداقت مذهبت نوح را بودی تو کشتی نجات ای دلیل هستی روح و حیات چون گلی در گلشن باغ خدا شیشه عطری ز عطر مصطفی تو دلیل روشن شب های تار خویش را در […]

ادبیات

سمفونی سکوت

۱۴۰۵-۰۵-۰۷

۱ـ شعر می بارد از انگشتانت بر واحه ی مخملی رؤیا در این خشکسالی که یوسف را به نیام چاه می برد و گندم تعبیر خواب فراعنه… ۲- سبزه زار موهبت انگشتانت و انعکاس نیل در چشمان آسمان آه ای زلیخای بدبیاری ها! ۳-پای در آه درخت وار شکنجه است دلخوش به برگ و بری آواز در قفسی نامرئی این روزهای شکستنی…. ع. آیدین ***     _ برای معرفی و نقد کتاب تازه چاپ […]

ادبیات

نقدی بر کتاب «حسن روزافزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد

۱۴۰۵-۰۵-۰۳

به قلم ناصر امیرعضدی «بخش پنجم» آن گاه سخن از صفت کژبینی به میان می‌آورد که اگر نیک بنگریم، پیش و بیش از همه در دیدگاه خود مولوی در این داستان نهفته است و باید به‌خود او گفت: راست گردان چشم را در ماهتاب تا یکی بینی تو مَه را، نک جواب چراکه شاه نخست غلام گنده‌دهان را پیش کشیده و خواسته به او اصطلاحاً رودست بزند، به‌دروغ چند نسبت بد از قول آن غلام […]

ادبیات شهرستان

 جاشَک؛ میزبانی در آستانه‌ عشق

۱۴۰۵-۰۵-۰۱

در قلب خاک اصیل جاشَک، جایی که ناله‌ی زینب(س) با صدای قدم‌های زائران در هم می‌آمیزد، شکوهی بی‌مانند در راه است. به گزارش خبرنگار پرتو جنوب؛ اینجا، جایی که دست‌های خاکی و مهربان، در انتظار غبار راه عاشقان، دل و جان به کف می گیرند تا میزبان کاروان‌های حسینی باشند. اهالی روستای جاشک، نه تنها نان و آب، که تمام وجودشان را در مسیر “اربعین” تقدیم زایران حرم می‌کنند. اینجا، هر کوچه‌ و هر خانه‌ای، […]

ادبیات

نسل برزخی

۱۴۰۵-۰۴-۳۱

فکر ما را دور می زند دور می خورم دور می خوری و ما هنوز در خوردن دور خود جهان را لبخند می زنیم حالا تمام فاحشه های جهان با دسته گل های کاغذی روی مزار فردایمان هم گلی نمی گذارند ما بخشیده شده ایم نسلی برزخی که دنیا تعریفی از ما نمی کند /ندارد! دست بالا می بریم مثل روزهای دبستان و از خدای کوکب خانم می خواهیم تصمیم کبرایی برایمان بگیرد تا دیگر […]

ادبیات

نقدی بر کتاب «حسن روزافزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد

۱۴۰۵-۰۴-۲۸

به قلم ناصر امیرعضدی «بخش چهام»   این غزل را گویا حافظ در استقبال و مقابله با غزلی که سلمان ساوجی در ستایش از سلطان اویس ایلکانی از رقبای شاه شجاع گفته به مطلع: زانکه زابرو و مژه تیر و کمانی دارد چشم‌ها کرده سیه، قصد جهانی دارد گفته است که: شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد بندهٔ طلعت آن باشد که «آنی» دارد شیوهٔ حور و پری گرچه لطیف است ولی خوبی […]

ادبیات

چکادها و نام آوران شعر پارسی معاصر«13» – یدالله رویایی

۱۴۰۵-۰۴-۲۵

از تو سخن می‌گویم از تو سخن از به آرامی از تو سخن از به تو گفتن از تو سخن از به آزادی وقتی سخن از تو می‌گویم از عاشق از عارفانه می‌گویم از دوستت دارم از خواهم داشت از فکر عبور در به تنهایی من با گذر از دل تو می کردم من با سفر سیاه چشم تو زیباست خواهم زیست من با به تمنای تو خواهم ماند من با سخن از تو خواهم […]

ادبیات

شب خون – غزلی از اسحاق ثاقبی داراب

۱۴۰۵-۰۴-۲۲

چون تو تا موج که می‌شورد بسیار به‌هم ما پرهیز نکردیم از آزار به‌هم گاه چون رود، ز هم نصف، ز هم دور شدیم گاه مانند دو کوهیم که آوار به‌هم گاه مشکوک به هر گپ که به‌هم می‌گوییم گاه مشتاق پی گفتنِ اسرار به‌هم راست یا کج که مهم نیست، مهم‌تر این است می‌رسیم عین دوتا نقشه‌ی دیوار به‌هم مثل دو مجرم جانی متواری از هم که رسیدند سرانجام سرِ دار به‌هم چون لبِ […]

ادبیات

نقدی بر کتاب «حسن روزافزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد

۱۴۰۵-۰۴-۱۹

به قلم ناصر امیرعضدی «بخش سوم»   در ادامه باز نویسنده از موضوع بیرون میرود و از اینجا و آنجا مطالبی می‌آورد و دربارهٔ مقولاتی سخن میگوید که معلوم نیست چه پیوندی با موضوع کتاب یعنی «تأثیر زیبایی درون بر زیبایی بیرون و آنگاه زیبایی درون دانستن حسن روزافزون» دارد! و گویی که این مطالب برای اطالهٔ بحث و افزودن بر صفحات کتاب جمع‌آوری شده‌اند. زیرا یا باید این بخش‌های نامربوط حذف گردند(چون حذفشان لطمه‌ای […]

ادبیات

موسیقی ایران؛ اصیل، ملی و یا سنتی است؟!

۱۴۰۵-۰۴-۱۶

به قلم: دکتر محمود دهقانی سال ها پیش در مادرید اسپانیا، سوغاتی دوستی برای جشن زادروزم در چهارم دیماه که مصادف با بیست و پنجم دسامبر زادروز مسیح است، کتابِ «در قلمرو موسیقی» نوشته محمود خوشنام بود. چیزی نگذشت در ماهنامه فارسی روزگار نو چاپ پاریس نقدی از سوی قاسم طالب زاده رئیس پیشین هنرستان عالی موسیقی تهران نوشته شد. هرچند من محمود دهقانی موسیقیدان نبوده وتاکنون هیچگونه سازی برای نواختن به دست نگرفته ام […]

ادبیات

آسمان بی پرنده

۱۴۰۵-۰۴-۱۴

چون آهوی فتاده به دام پلنگ ها سنگر سقوط کرد ز دست دورنگ ها هر شب که فال خواجه ی شیراز را زدم میگفت: اعتماد مکن بر خدنگ ها! ترسم که بی پرنده شود آسمان ما از بس شکست بال کلاغ و کلنگ ها صبرم تمام گشته، مبادا که روزگار دست مرا برَد به هوای تفنگ ها یک سو نشسته برف، دگر سو نشسته برف صبح و غروب ما شده خالی ز رنگ ها این […]

×