پشيمانم!
فاطمه زارع – كارشناس ارشد روان شناسي باليني و مشاور كلانتري جام جم شيراز
زن جوان وارد اتاق مشاوره شد و شرح زندگي اش را اينگونه توصيف کرد:
سال ها قبل با همسرم به صورت غيرسنتي و در يک مهماني آشنا شدم. بعد از مدتي تصميم به ازدواج گرفتيم و اين موضوع را با خانواده هايمان در ميان گذاشتيم، اما آن ها مخالفت کردند.
زمان گذشت و گذشت و در اين شرايط روز به روز عشق و علاقه ما به يکديگر بيشتر مي شد و تصميم مان براي ازدواج جدي و جدي تر مي شد.
بالاخره پس از کش و قوس هاي فراوان و اصرارهاي زياد ما، خانواده ها موافقت کردند و با هم ازدواج کرديم.
اوايل زندگي خوبي داشتيم، شوهرم در يک مغازه مشغول به كار بود و همه چيز به خوبي و خوشي مي گذشت. پس از چند سال صاحب فرزند دختري شديم و زندگيمان رنگ و بوي ديگري گرفت.
بعد از مدتي رفتارهاي شوهرم عوض شد، او کنترل خشم و عصبانيت خود را نداشت و مرا به هر بهانه اي به باد کتک مي گرفت.
مدتي او را ترک كردم و با سرافكندگي به خانه پدرم رفتم، ولي آنجا هم هيچ جايگاهي نداشتم و دوباره به خانه برگشتم .
پس از مدت زماني متوجه شدم همسرم اعتياد دارد و در دام مواد مخدر گرفتار شده است.
همسرم درآمد ناچيزمان را خرج تهيه و مصرف مواد مخدر مي کرد و براي مخارج زندگي با مشکل مواجه شده بوديم.
پشيمانم؛ اما نمي دانم چه مسيري را پيش روي خود برگزينم. از زندگي نااُميد شده ام ولي با اين حال همسرم را هنوز هم دوست دارم ولي نمي توانم کمکش کنم.
نظر کارشناس :
اعتياد به مواد مخدر يکي از شايع ترين آسيب هاي اجتماعي جهان معاصر و از جمله ايران است.
در مورد بالا مشخص مي شود که در خانه پدري هر دو طرف آرامش و صميميتي وجود ندارد و هميشه درگيري و مشاجره ميان اعضاي خانه بوده است.
اين زوج نياز به مشاوره خانواده و زوج درماني دارند و بهتر است شوهر به سراغ مشاور ترک اعتياد برود تا بتواند اوضاع زندگي اش را بهبود بخشد.
همچنين زوجه به برقراري ارتباط با خانواده پدري ترغيب شد چون به نظر مي آيد که به حمايت و پشتيباني آنان نياز دارد.
