برچسب زده شده با: محمدرضا زارعی صدرآبادی

چند دوبیتی

۱۴۰۴-۰۷-۲۳

به احساس غزل ‌غوغای تنبور نت مشکاتیان و سوز سنتور کنار برکه ی غم کلبه ی دل سرودم چشم تو در گوشه شور   بیا دورت بگردم نازنینم کنار برکه ی چشمت نشینم درآغوش طبیعت فصل شادی لبت را غنچه کن تا گل بچینم   غروب و غربت و بلوا دل من شبی از غصه ناپیدا دل من صدای تق تق غم پشت در آه گمونم کار دارد با دل من محمدرضا زارعی صدرآبادی *** […]

طعم عسل

۱۴۰۴-۰۷-۱۲

صبح سرد و چای داغ و یک غزل نغمه های شعر در بحر رمل نان تیری دست پخت دهکده وه چه می چسبد لبانت با عسل شال ترمه، نی نوازی شبان شب حنا بندان و سرمه در تیل نرمه نای و نای انبان‌، ساز و رقص ترکه بازی عشایر … قُل؛ تَعَل قاچ زین و رخت دامادی، تفنگ یورد ایل و دود هیمه، میش و کل جشن کوهستان، طلوع کل زدن واسونک های قدیمی، ترکی؛ […]

دو بیتی های سرما خورده

۱۴۰۴-۰۶-۰۹

1 خزان آمد گلی پژمرده دارم تنی لرزان، دلی افسرده دارم زبس که سردی از یاران چشیدم دوبیتی های سرما خورده دارم 2 نگاهت گرم و مرطوب و بهاریست زلال مهربانی در تو جاریست از آن آرامش دریای چشمت چرا سهم دل من بیقراریست؟ 3 کتابم تش زدی دفتر بسازی؟ خرابم کرده ای بهتر بسازی؟ مرا خوابانده ای در لای تاریخ که از من خون خاکستر بسازی 4 شلال گیسویت بوره عزیزم تو چشمت جشن […]

×