کوتاه تر از خواب یک مرزبان در شب های خاورمیانه
بخاطر دوستی «به آیدین حاتمی» اینجا همه چیز بر باد رفته است حتی گیس های اقلیما ! در چار راه ها چراغ ها صورتشان را با سیلی سرخ نگاه داشته اند! دیوارها همه چیز را درون خود ریخته اند… کوه ها تنها گاهی کلاه خود را به کاه می دهند … سقف ها اما هنوز سرشان برای کسی درد نمیکند… سقف ها ماهی گیر شده اند … سقف ها همه چیز را بالا می […]