برچسب زده شده با: ودود ابراهیم زاده

سال بی بهار

۱۴۰۵-۰۴-۱۱

مستی مکن که چرخِ زمان تیز بُگذَرَد سرخوردگی و جهل و گمان نیز بگذرد آرام می خزد تَنِ این مار دلربا همچون نسیم خوش که به دهلیز بگذرد فصلی که می برد زِسرش هوش آدمی آشفته از حوالی پاییز بگذرد غافل! فراقِ یک دمِ یارانِ خوش سخن چون سالِ بی بهار، غم انگیز بگذرد آتش که خود نماد ِ نَفَس های پاک شد ویران کند چو بر سر جالیز بگذرد یارَب “ودود” ناصحِ گردَن کِشان […]

کوچ تو

۱۴۰۳-۰۹-۰۱

تب خالِ بدی بر لبم از فاصله افتاد آندم که غمِ کوچِ تو در قافله افتاد از پهنه ی آفاق شبی عکس گرفتم تصویر غمِ پر زدنِ چلچله افتاد آلاله برآن مویِ پریشانِ تو بستم افسوس میانِ من و تو صد گِله افتاد از گریه ی من زلزله شد در نَفَسِ شهر شادی همه رفت و اثرِ هلهله افتاد یک بوسه شبی از لب تو قسمت ما بود زین خاطر شیرین به دلم حوصله افتاد […]

×