سقوط خاموش
سرهنگ علیرضا ملایی – مدیر مرکز مشاوره آرامش معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان فارس
وحید پسر ۱۳ ساله ای بود. پدرش شیفت های طولانی کار می کرد و وقتی به خانه می رسید، فقط می خواست سکوت باشد. مادرش نگهبان مدرسه بود. هیچ کس به او توجه نمی کرد. او پس از مدتی در پارک با پسری بزرگتر از خودش آشنا شد؛ کسی که ظاهراً برای اولین بار اسمش را با احترام صدا زد. وحید از این رفتار ساده خیلی خوشحال شد و با او دوست شد. چند روز بعد، همین پسر و دوستانش او را به یک مکان متروکه در اطراف شهر بردند، جایی که نوجوانها جمع شده بودند، موسیقی بلند، خنده های آزاد و حس بی قانونی که برای وحید حکم آزادی داشت. یکی از آنها برایش یک سیگار باریک و عجیب آورد. گفت: این با همه فرق داره، آرومت می کنه، می بردت یه جای دیگه…
وحید برای اولین بار آن سیگار را مصرف کرد و فکر میکرد سیگار معمولی است. توی سیگار ماده گل بود، چیزی که فقط اسمش را شنیده بود. وقتی چند پک زد، بعد از چند دقیقه احساس کرد انگار جای خالی درونش پر شده، نه به خاطر ماده، بلکه به خاطر اینکه بالاخره «جایی» دارد. اما فردا و روزهای بعد اتفاقات دیگری افتاد؛ بی حوصلگی، لرزش، بی قراری، و مهمتر از همه نیاز به آن حسِ تعلق.
وحید بیشتر از قبل پیش دوستانش می رفت و مصرفش بیشتر شده بود. یک شب وقتی دیر به خانه برگشت، پدرش سرش داد زد. وحید که مدتها در خانه فقط سکوت کرده بود، ناگهان داد زد، گریه کرد و درب را کوبید و زنگ همان دوستان را زد و دوباره به همان پارک رفت. آن شب مادهای که مصرف کرد، قوی تر بود. نفسش سنگین شد، پاهایش می لرزید و چشمهایش تار می دید. دوستش فهمید که او در معرض خطر است. با عجله او را به بیمارستان رساندند. در بیمارستان بعد از شستشوی معده، وحید با چشمانی مات پدر و مادرش را دید که گریه می کردند. اما خودش فقط یک چیز را حس می کرد: نفرت از خود. انگار نه تنها بدنش، بلکه تمام هویتی که فکر می کرد ساخته، فرو ریخته بود.
نظر روانشناس
وحید، در سن نوجوانی ۱۳ الی ۱۴سالگی در یک مرحله حیاتی قرار دارد که در آن نیاز به تعلق، تأیید و شناسایی اجتماعی بسیار بالا است. اما در خانواده، او احساس نادیده گرفته شدن می کرد. این نیازِ اجتماعی ناتمام، او را به دنبال گروهی از دوستان بزرگتر رساند.
داستان وحید به ما نشان می دهد که اعتیاد نوجوانان معمولاً تنها از یک «یک بار کشیدن» شروع نمی شود، بلکه از یک بار دیده شدن شروع می شود. هیچ نوجوانی به خاطر سرخوشی مصرف نمی کند. مصرف در این سن همیشه یک پیام دارد: ” من جایی ندارم. من دیده نمی شوم. من تنهایم. ”
وقتی خانواده فقط قوانین را اعمال می کنند و رابطه را رها می کنند، خلا تعلق شکل می گیرد و این فقدان و کمبودها معمولا بیرون از خانه پر می شود. اگر خانوادهها نتوانند این خلا را پر کنند، گروه های پرخطر و مواد مخدر این کار را انجام می دهد، اما با بهایی سنگین.
امید است خانواده ها قبل از آنکه بحران به رفتارهای پرخطر برسد، نشانه های دیده نشدن و تنهایی نوجوانانشان را جدی بگیرند.
مرکز مشاوره آرامش پلیس فارس افتخار دارد در کنار نوجوانان و خانواده ها باشد و در مسیر پیشگیری، مداخله به موقع و حمایت تخصصی، به آنها خدمت رسانی کند.» آدرس: شیراز، پل حر، روبروی کلانتری ۱۱ زند، تلفن پذیرش و نوبت دهی ۰۷۱۳۲۲۲۷۰۰۶
سامانه تلفنی صدای مشاور پلیس با شماره۰۹۶۵۸۰ نیز آماده ارائه خدمات مشاوره تلفنی به شهروندان عزیز می باشد.

