طلوع ناب تو در نجف و کربلا…
مهدی صدیقیان – خبرنگار
طلوع دوباره از شرق چشم های تو در نجف و کربلا آغاز شده است که شیعیان و شیفتگان راهت چنین وفادارانه نامت را به وسعت همه جهان فریاد می زنند.
ما امروز و در بهت رفتنت چشمهایت را چراغ میکنیم تا در کورسوی زندگی مقصدمان را گم نکنیمای مقصد همه پیداها و ناپیداها…
چشمهایت در آن جانکاه روزهای تکراری؛ راز زندگیست.
تو با برف باریدی و سادگی و صمیمیت را به سرزمینت هدیه کردی.
آسمان وسیع و بلند نگاهت پناه درناهای سفید شد که با خاطرههایت؛ کیلومترها را پرواز کرده تا در دریای اندیشهات؛ لختی را به آرامش بگذرانند و هجرت را معنای دیگر بخشند.
کلامت باران است آن هنگام که عاشقانه میبارید و طبیعت قلب و روحمان را طراوتی ناب می بخشید.
هجرانت، امتداد ناب دوباره از شرق بیداری نگاه توست که ما را به خویشتن دعوت میکند.
تو همان نجابت شرقی دخترکان و پسر بچه های شهر ما بودی که پاییز و بهار؛ زیبایی و تابستان و زمستان آفتابش را از دیدگانت وام میگرفت.
تو قصیده طولانی همه ی روزهای آمده و نیامده زندگی در بهت فرداهایی آقای شهید ما…
انتهای پیام/

