هفدهم مردادماه یادروز شهادت هفت نماینده سیاست خارجی ج.ا.ا بدست ناطلبانِ مستقر در افغانستان!
دکتر امان الله دهقان فرد- کارشناس ارشد روابط بین الملل و دیپلمات پیشین ج.ا.ایران – تحلیلگر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پرتو جنوب
بیست و هشت سال پیش و دقیقا در چنین ایامی، ساختمان «نمایندگی» و «نمایندگان»رسمیِ سیاست خارجیِ ج.ا.ایران مستقر در شهر مزارشریف افغانستان شاهد یکی از ناجوانمردانه ترین تهاجم وحشیانه و جنایت توأم با قساوت بی رحمانه توسط مهاجمان زخم دیده، مزدوران شقاوت پیشه و صد البته برخی ماموران «دستور گرفته» از سرانِ وقتِ حاکمیت بی ریشه ی «ظالمان»! واقع گردیده و بر خلاف تمام اصول بین المللی، ضوابط و روابط اخلاقی، انسانی و اسلامی و در شرایطی کاملا مظلومانه، هدف گلوله های دشمنان شناخته شده ی دو ملتی قرار گرفته که برای همیشه روی سیاه و تباهِ جاهلیِ خود را به تاریخ منطقه و جهان نشان داده و آشکار نمودند.
در همین زمینه و نظر به شناخت نگارنده با «متن» و «حواشیِ» آن واقعه ی غمناک و ضمنا برای ثبت در اذهان آیندگان و تبیین اوضاع واقعی آن هم بر خلاف روایت برخی «نا راویانِ» داخلی و… نکاتی را یادآور می شویم!
۱)- برای استحضار همگان و اطلاع مخاطبان گرامی، نویسنده مدتی قبل از تهاجم ظالمانه به نمایندگی و شهادت نمایندگان شاغل در مزارشریف، همراه با معاون وقت آسیا و اقیانوسیه ی و.ا.خ و تعدادی از همین دیپلمات های شهید طی ماموریتی رسمی و چندین ماهه به ولایت های بلخ، کابل، بامیان و… مسافرت کرده و همچنین با اوضاع و احوال ناشی از حملات اجیرشدگانِ «طالبان» به مناطق مختلف افغانستان و کشتارهای بی رحمانه ی ساکنان و کینه جویی هایی ایشان نسبت به سران و مردمان سایر اقوام از جمله شیعیان، فارس زبانان و حامیان داخلی و خارجی آنان، بویژه ج.ا.ایران و ایرانیان!، شناخت کاملی پیدا نموده و پس از آن فاجعه نیز تا الان بررسی های جامعی را صورت داده است!
۲)- اینکه سران وقت طالبان و شِبهِ نظامیان درس آموخته زیر نظر سرویس های نظامی و اطلاعاتی پاکستان، انگلستان و سایر سازمان های تکفیریِ وابسته به آنان، همزمان با روی کار آمدن دولت مجاهدان، در اواسط دهه ی ۷۰ خورشیدی:
-از حضور پُررنگِ نخبگان، عالمان و بزرگان دیگر اقوام و ملیت های اصیل افغانستان در رأس حاکمیت و حکومت مرکزی و ولایتی بشدت ناراحت بوده.
-آن را «آغازی» بر «پایانِ» روال تاریخِ دویست ساله ی تحمیلی خود و بهره برداران خارجی شان قلمداد کرده.
-بدنبال استیلای اجباری و تجدید نخواهندگیِ «اقلیت» بر «اکثریت» و احیای انحصار مدیریت و مسئولیت قومی بر آمده.
-و در این مسیر جمهوری اسلامی و ماموران و دیپلمات های ایرانی، بویژه منصوبان به مراکز نظامی، فرهنگی، امنیتی و دیپلماتیک را سد راه خود دانسته و در صدد حذف آنان بوده باشند و…
…موضوعی کاملا قابل پیشبینی بوده و طبیعی است که در همین چارچوب حضور کارشناسان زبده، کارآزموده و با تجربه ی کشورمان در مزارشریف می توانست فرصت مناسبی را برای انتقام گیری و زهرچشم ستانی از دولت مجاهدین و مردمان اصیل این همسایه ی مسلمان و البته حامیان ایرانی، بیرونی و داخلی شان فراهم آورد!.
۳)- پرونده ی مرتبط با شهادت شهدای دیپلمات و ابعاد مختلف آن «کاملا» مشخص بوده و با توجه به حجم انبوه اطلاعات، اخبار و گزارش های آشکار و پنهانی که از قبل، حین و پس از این واقعه ی تلخ بدست آمده، جای هیچ شک و شبهه ای را جهت معرفی مجریان و محاکمه ی مجرمان، عاملان و آمران مستقیم و با واسطه ی آن باقی نمی گذارد.
بنابراین ارایه ی آدرس های غلطِ عامدانه و یا به اشتباه انداختن دستگاه های مسئول آنهم از روی جهل و نادانی!، از جانب عده ای «مصلحت اندیشانِ جانبی» و «منفعت جویان مالی» و.. نتیجه ای جز زیرپاگذاریِ خون آن عزیزانِ پاکباخته و پایمال نمودن حقوق قانونی و ملی آنان و همچنین فرار بانیان اصلی و فرعی مرتبط با آن از مجازات قطعی و دار مکافات شرعی را بدنبال نخواهد داشت.
✔️نکته ی پایانی:
الف)- قبلا هم، چه در جلسات خصوصی با مسئولان دست اندرکار سیاست خارجی و چه در نوشته های متعدد پیرامون موضوع، یادآور شده ایم بدلایل مختلفی، از جمله لزوم نکوداشت رشادت های مظلومانه ی این عزیزان و سایر شهدای سیاست خارجی در لبنان و انتقال پیام های مرتبط با ایشان به آیندگان، مناسب بود و هست تا هفدهم مردادماه، همزمان با واقعه ی شهادت نمایندگان سیاست خارجی در کنسولگری کشورمان بنام «روز دیپلمات» تعیین گردیده و پاسداشت شهدای ارجمند خبرنگار و تلاشگران حوزه رسانه، به مناسب های موجود و متعدد دیگری منتقل گردد.
ب)- علاوه بر لزوم محاکمه ی دست اندرکاران اصلی و فرعیِ خارجیِ بشهادت رسانیدن شهدای مظلوم مزارشریف، آنهم پس از ۲۸ سال گشت و گذار آزادانه و بدون واهمه ی آن ها در کوچه و خیابان های برخی مناطق افغانستان، پاکستان و بیرون از آن!، همچنین بایستی پرونده ی کسانی که با علم و اطلاع از کینه جویی های رهبران و فرماندهان وقت طالبان و علی رغم تماس های مکرر دیپلمات های شاغل مبنی بر وجود خطرات و تهدیدات عینی اما مانع از خروج شان گردیده و موجبات شهادت شان در آن شهر تبدیل شده به «وادی ارواح» و فاقد حفاظت و محافظان را فراهم نموده اند نیز، جهت عبرت گیریِ آیندگان!، به جریان افتاده و برخورد قضایی و کاری با آنان صورت گیرد!!
برای شادی ارواح جمعی از همکاران آسمانی شده ی سیاست خارجی مان، در رأس همه وزیر پُرتلاش، وِلایی و سردار دیپلماسی «شهید دکتر امیرعبداللهیان» و عزیزانی که مظلومانه و غریبانه در گوشه ای از شهر منتسب به امیرمؤمنان و کنار بارگاه شریفی به همین نام در ولایت بلخ افغانستان به شهادت رسیده و تاریخ پُرافتخار ایران و ایرانیان را با خون رنگین خود منور فرمودند و همچنین گرامیداشت یاد و خاطره ی امام شهید، سرداران، امیران، فرماندهان و بسیجیان دریادلی که در جنگ های تحمیلی گذشته تا حال، مقابل دشمنان ایستادگی کرده و جسم و جان شان را شجاعانه برای مانایی این آب و خاک اهورایی و عاشورایی تقدیم نموده اند «رحم الله مَن قرء الفاتحة مع الصلوات!»
۱۷/مردادماه/۱۴۰۵


