برچسب زده شده با: کاظم دهقانیان فرد

نقدی بر کتاب «حسن روزافزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد- بخش پایانی

۱۴۰۵-۰۵-۲۱

به قلم ناصر امیرعضدی «بخش ششم و پایانی» راستی اینست که صوفیان عموماً و مولوی خصوصاً برای بلند شدن روی دست همگنان خود و مثلا برجسته‌کردن تواضع و فروتنی و پارسایی و دینداری در قالب ستایش خداوند، به‌راحتی به دروغ پردازی دامن می زنند و نسبت به راستی و حقیقت بی‌اعتنا می شوند که این حکایت یک نمونهٔ بارز آنست. لذا بد نیست که این ابیات را در پاسخ به نقش آن غلام گنده‌دهان و […]

نقدی بر کتاب «حسن روزافزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد

۱۴۰۵-۰۵-۰۳

به قلم ناصر امیرعضدی «بخش پنجم» آن گاه سخن از صفت کژبینی به میان می‌آورد که اگر نیک بنگریم، پیش و بیش از همه در دیدگاه خود مولوی در این داستان نهفته است و باید به‌خود او گفت: راست گردان چشم را در ماهتاب تا یکی بینی تو مَه را، نک جواب چراکه شاه نخست غلام گنده‌دهان را پیش کشیده و خواسته به او اصطلاحاً رودست بزند، به‌دروغ چند نسبت بد از قول آن غلام […]

نقدی بر کتاب «حسن روزافزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد

۱۴۰۵-۰۴-۲۸

به قلم ناصر امیرعضدی «بخش چهام»   این غزل را گویا حافظ در استقبال و مقابله با غزلی که سلمان ساوجی در ستایش از سلطان اویس ایلکانی از رقبای شاه شجاع گفته به مطلع: زانکه زابرو و مژه تیر و کمانی دارد چشم‌ها کرده سیه، قصد جهانی دارد گفته است که: شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد بندهٔ طلعت آن باشد که «آنی» دارد شیوهٔ حور و پری گرچه لطیف است ولی خوبی […]

نقدی بر کتاب «حسن روزافزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد

۱۴۰۵-۰۴-۱۹

به قلم ناصر امیرعضدی «بخش سوم»   در ادامه باز نویسنده از موضوع بیرون میرود و از اینجا و آنجا مطالبی می‌آورد و دربارهٔ مقولاتی سخن میگوید که معلوم نیست چه پیوندی با موضوع کتاب یعنی «تأثیر زیبایی درون بر زیبایی بیرون و آنگاه زیبایی درون دانستن حسن روزافزون» دارد! و گویی که این مطالب برای اطالهٔ بحث و افزودن بر صفحات کتاب جمع‌آوری شده‌اند. زیرا یا باید این بخش‌های نامربوط حذف گردند(چون حذفشان لطمه‌ای […]

نقدی بر کتاب «حسن روز افزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد

۱۴۰۵-۰۴-۰۹

به قلم ناصر امیرعضدی «بخش دوم»   هرچه هست نمیتوان حسن روزافزون را صرفاً همان زیبایی درون دانست، گرچه میتوان بخشی از حسن روزافزون یوسف را برخاسته از زیبایی درون او هم دانست. برای تقریب به ذهن، حسن روزافزون را میتوان با تعابیری از این قبیل باز شناخت: گل بود، به سبزه نیز آراسته شد یا حریفِ مجلس ما خود همیشه دل میبُرد علی‌الخصوص که پیرایه‌ای براو بستند یا حتی تعبیر عامیانه‌ٔ خودمان که میگوید: […]

نقدی بر کتاب «حسن روز افزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد

۱۴۰۵-۰۴-۰۲

به قلم ناصر امیرعضدی «بخش نخست» هرآنکه کُنج قناعت به‌گنجِ دنیا داد فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی! ز تندباد حوادث نمیتوان دیدن درین چمن که گلی بوده است یا سمنی؟! ببین در آینهٔ جام، نقشبندی غیب که کس بیاد ندارد چنین عجب زمَنی! نگارِ خویش بدست کسان همی بینم! چنین شناخت فلک حق خدمت چو منی! «از این سموم که بر طرْف بوستان بگذشت عجب که بوی گلی هست و‌ رنگ نسترنی!» به‌صبر کوش […]

“کازرون” غزلی از کاظم دهقانیان فرد

۱۴۰۴-۰۱-۱۴

از افق می رسد قطار قطار عطر نارنج با نسیم بهار روی رخسار دشت، باد سحر می‌کشد گرم و نرم دست چنار روی دامان زرد بابونه می‌نشیند شقایق خونبار در دل کوه‌های مست و بلند می‌شود شهر کازرون بیدار قاب دریاچه ی پریشان صبح می شود بوم مرغ ماهیخوار در گذرگاه دشت برم بلوط می دمد لاله از یمین و یسار تنگ چوگان به عشق می گیرد غار شاپور خویش را به کنار فوج پروانه‌های […]

×