اختلافات آماری و اقدامات تکراری، علت عدم موفقیت در طرح های غربالی و اخراج غیرمجازان افغانستانی
دکتر امان الله دهقان فرد- کارشناس ارشد روابط بین الملل و دیپلمات پیشین ج.ا.ایران – تحلیلگر سیاسی پرتو جنوب
ابتدای ورود دستجمعیِ اتباع محترم افغانستانی به ایران، تحقیقا به چند سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بر می گردد. دقیقا از همان روزهای آغازینی که صدام مقبور و معدوم تازه روی کار آمده و عنان قدرت را بدست گرفته بود و تصمیم داشت حوزه های علمیه ی نجف و کربلا را به تعطیلی کشانیده. پیروان امیرمؤمنان و مراجع معظم آنان را تضعیف نموده و نهایتا اتباع، طلاب و علمای ایرانی و سایر بلاد اسلامی را اخراج نماید. همزمان با همین ایام بود که عده ی قابل توجهی از شیعیان افغانستان، پاکستان، هندوستان و.. راهی کشورمان گردیده، ساکن شده و به انجام فعالیت های اجتماعی، علمی، اقتصادی و حوزوی مشغول گردیدند.
دومین مرحله ی ورود و هجوم جمعی و خانوادگیِ افغانستانیان به ایران، اواخر سال ۱۳۵۸ و پس از تهاجم نظامیان شوروی سابق و اشغال مناطق مختلف این کشور بدست آن ها عملی گردید. موضوعی که تقریبا همزمان با تحمیل جنگ هشت ساله به میهن اسلامی توسط بعثیون عراقی و تحریم های همه جانبه ی دشمنان غربی صورت گرفت و موجبات حضور و رسوب چندین میلیون نفر اتباع این همسایه ی همزبان و مسلمان در اقصا نقاط کشورمان را فراهم آورد!.
آغاز جنگ داخلی بین احزاب و گروه های جهادی از یک سو و اعزام فرماندهان تکفیریِ طالبان و دیگر نیروهای سلفی و چندملیتیِ عربی و بین المللی به صحنه ی درگیری های افغانستان، آنهم با کمک مالی، تسلیحاتی و آموزشیِ دستگاه های اطلاعاتی اعراب و به عاملیت سرویس جاسوسی ارتش پاکستان از جانب دیگر، و البته متعاقبا تجاوز آمریکا و سازمان جهنمی ناتو و غربی ها و اشغال ۲۰ ساله ی این کشور مصیبت زده، چند مرحله ی دیگری بوده که زمینه ساز خروج مردم و ورود آنان به داخل مرزهای ایران گردیده است.
آخرین دفعه ای که خاک میهن اسلامی شاهد عبور و حضور انبوه فراریانِ افغانستانی، این بار با ترکیب اکثریتی از نیروهای نظامی، مامورین امنیتی و مرتبطین اشغالگران غربی! به داخل مناطق شهری، روستایی و عُمقی بوده، مردادماه ۱۴۰۰ و همزمان با جابجایی قدرت بین آمریکائیان و طالبان صورت گرفته، امری که متاسفانه موجب افزایش چشمگیر مهاجران و انباشت بی رویه و فاقد ضابطه ی آنان در بیشتر نقاط گردیده و موجی از نارضایتی و بدگُمانی را در افکار عمومی داخلی ایجاد کرده است.
اینکه شما طی نیم قرن گذشته همواره با فرار ساکنان و مردمان یک کشور همسایه مواجه باشید و از طرفی افراد وارده نه تنها علاقه ای به بازگشت نداشته باشند بلکه اگر هم بصورت «اجباری» رد مرز شوند نیز بلافاصله از مسیرهایی دیگر به محل اصلی بازگردند و مسئولین سیاسی، مامورین انتظامی و مدیران امنیتی هر از مدتی خود را به زحمت انداخته و از طرح های کاملا تَکراری و غیرعملی سخن بگویند!، در حالیکه نه تنها آمار دقیقی از رسوبیان و غیرمجازان در دست ندارند بلکه هر کَسی نیز ساز خودش را کوک فرموده و راه مستقلی را بپیماید!، نتیجه اش همین می شود که طی ۵ دهه گذشته همچنان شاهد افزایش «کمّی» و «کیفیِ» مهاجران و سردرگمی مشترک ایشان و شمایان در امور مختلف اقامتی، ترددی و تابعیتی بوده باشید!.
✔️شایان ذکر است)- نگارنده در بخشی از همین سلسله مقالات پیرامون موضوع افغانستان، بتاریخ ۱۸/فروردین ماه/۱۴۰۱ با تهیه ی یاداشتی زیر عنوان «تاسیس «وزارت مهاجران»، گامی در سامان دهیِ «خارج رفتگان»، اتباع و افغانستانیان»، که الان نیز به اجرای عملیِ آن اصرار دارد، صراحتا به لزوم تاسیس وزارتخانه ی مهاجرین و یا حداقل تشکیل معاونت مستقلی ذیل همین عنوان در هیات دولت پرداخته و به دلیل گستردگیِ امور مربوطه و پیچیدگی های مرتبطه، «وزارت کشور» را ناتوان برای حل و فصل معضلات برآمده از این پدیده ی آشفته! ارزیابی نموده است. امری که شوربختانه نه تنها مورد توجه قرار نگرفت بلکه مجددا و برای چندمین مرتبه، نمایندگان مجلس و تعدادی دیگر از مراکز دولتی و خصوصی با ارایه ی طرح های تکراری و پیشنهادات غیرعملی، به «نقطه سرِخط» بازگشته، وزارتخانه ی «کثیر المشغله»ی کشور، آنهم با ده ها ماموریت و مسئولیتِ بعضا غیر مرتبط و نامتقارن با هم را، مامور اجرای این ساماندهی نموده اند. به همین دلیل است که علی رغم دعا برای موفقیت همه ی دست اندرکاران محترم، اما معتقدیم بایستی همچنان منتظر بی سرانجامی اقدامات «مُسَکّنی»! در پیش گرفته و ابتر ماندن طرح غربالگری راجع به اتباع خارجی و نافرجامیِ قوانین تصویبی باشیم.
فاعتبروا..
۱۳/فروردین ماه/۱۴۰۴