» فرهنگی هنری » ادبیات » “کازرون” غزلی از کاظم دهقانیان فرد
ادبیات
کد خبر:43080 | ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۹

“کازرون” غزلی از کاظم دهقانیان فرد

پرتو جنوب

از افق می رسد قطار قطار

عطر نارنج با نسیم بهار

روی رخسار دشت، باد سحر

می‌کشد گرم و نرم دست چنار

روی دامان زرد بابونه

می‌نشیند شقایق خونبار

در دل کوه‌های مست و بلند

می‌شود شهر کازرون بیدار

قاب دریاچه ی پریشان صبح

می شود بوم مرغ ماهیخوار

در گذرگاه دشت برم بلوط

می دمد لاله از یمین و یسار

تنگ چوگان به عشق می گیرد

غار شاپور خویش را به کنار

فوج پروانه‌های بیشابور

می کشد کهکشانی تا دل غار

پیر تاریخ قصه ای خواند از

تنگ چوگان و نقش سنگ نگار

پیش شاپور شاه ساسانی

امپراتور روم زار و نزار

والرین نشسته بر زانو

با فلیپ عرب شکسته و خوار

گردیانوس خفته با خواری

زیر پاهای اسب آن سردار

کازرون شهر ناصر دیوان

شهر مردان مرد یکّه سوار

شهر سلمان و شهر بو اسحاق

شهر علم و دیانت و ایثار

دشت سرخ هزار و سیصد گل

شهر سبز بلوط و نخل و کنار

بامدادان خطیب بلبل خواند

خطبه ای روی منبر گلدار

۴ دی روز کازرون یادآر

با شهیدان کربلای چهار

***

 

 

_ برای معرفی و نقد کتاب تازه چاپ شده تان! در این ستون، تماس بگیرید.
_آثار ادبی خود را همچنین می توانید در واتس آپ یا ایتا به شماره ۰۹۱۷۸۲۲۵۸۴۸ علی حاتمی «ع.آیدین»، ارسال فرمایید.
_ به همراه اثر، عکسی «حتی الامکان غیر پرسنلی» از خود بفرستید.

علی حاتمی «ع. آیدین» – دبیر سرویس ادبی پرتو جنوب

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×