نقدی بر کتاب «حسن روزافزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد
به قلم ناصر امیرعضدی
«بخش سوم»
در ادامه باز نویسنده از موضوع بیرون میرود و از اینجا و آنجا مطالبی میآورد و دربارهٔ مقولاتی سخن میگوید که معلوم نیست چه پیوندی با موضوع کتاب یعنی «تأثیر زیبایی درون بر زیبایی بیرون و آنگاه زیبایی درون دانستن حسن روزافزون» دارد! و گویی که این مطالب برای اطالهٔ بحث و افزودن بر صفحات کتاب جمعآوری شدهاند. زیرا یا باید این بخشهای نامربوط حذف گردند(چون حذفشان لطمهای به موضوع کتاب نمیزند) و یا اینکه عنوان کلی کتاب چیز دیگر باشد که موضوعیت آنها را هم در بر بگیرد، مانند عناوینی از قبیل «شگفتیهای سخن در اشعار حافظ و مولوی» یا «روایتی دیگر از دیوان غزلیات حافظ» یا «چهرههای گوناگون معشوق در دیوان حافظ»
یا « حافظ شگفتی آفرین» یا «صنعتگری خیال در اشعار حافظ و مولوی» یا «حافظ شیرازی و عشق» یا «عشق در کلام حافظ شیرازی» و عناوینی از این دست که کلیت مطالب کتاب را دربر بگیرد.
باری نویسنده پس از گفتن آن مطالب گوناگون، میرسد به تعریف «روزافزون»
و برای توجیه آن به بیت زیر اشاره میکند:
ای مه «صاحب قران» از بنده حافظ یاد کن
تا دعای دولت آن «حسن روزافزون» کنم
که با توجه به اینکه در تاریخهای عصر حافظ گفته شده که این غزل در مدح شاهشجاع مظفری است و در جلد سوم و صفحهٔ ۱۸۵۵ کتاب شرح جلالی بر حافظ هم به این موضوع تصریح شده است، نشان میدهد که اینبار حضرت حافظ نسبت «حسن روزافزون» را به شخصیت ویژهای داده و او را تا حد یوسف پیامبر بالا برده و گویی او را یوسف ثانی دانسته است و در مغازلهٔ با او، وی را «مه صاحب قران» خطاب کرده است که از نظر حافظ لقب ویژهٔ شاهشجاع مظفری بوده است.
حال آنکه برخلاف حضرت یوسف
شاه شجاع اگرچه دارای صورتی زیبا و اندام و چهرهای برازنده بوده که در شیراز شهرت داشته و در هنگام حرکت موکب او، زنان شیرازی برای دیدنش به روی پشتبامها می رفته و یکدیگر را برای دیدن او خبر می کردهاند، که حتی خود او هم متوجه این ماجرا بوده و توقف می کرده که بانوان شیرازی فرصت بیشتری برای تماشای جمال او داشته باشند، اما طُرفه این که او برخلاف حضرت یوسف فاقد زیبایی درون بوده است، چون پدر خود را نخست کور کرده و سپس حکم به کشتن او داده و بههمسر او یا نامادری خود دستدرازی کرده است و نیز پسر خود را کور کرده است، که طبعاً تأثیر زیبایی درون در زیبایی برون و حسن روزافزون در این غزل، فاقد معنی میشود. و نشان میدهد که حسن روزافزون نسبت یافته به شاه شجاع، با زیبایی درون او ملازمهای نداشته بلکه به مصلحتهای روز پیوند داشته است.
به همین ترتیب در ابیات شاهد آورده شدهٔ دیگر و از جمله یکی دانستن عباراتی مانند جاودانی بودن حسن یا پادشاهحسن یا معجز حسن، یا کرشمهٔ حسن، یا خداداد بودن حسن یا بیپایان دیدن حسن و… با حسن روزافزون، جز مصادره بر مطلوب کردن چیز دیگری را نشان نمی دهد.
اکنون می رسیم به ادعای رابطهٔ معنایی نام یوسف با «روزافزون» و سپس چسباندن آن به حسن روزافزون که دیگر اوج مصادره بر مطلوب کردن است. زیرا مؤلف براساس یک روایت استاد سیروس شمیسا که معنای عبری نام یوسف را که در کتاب تورات «او خواهد افزود» آمده است، بدون هیچ دلیلی، «بیارتباط با حسن یوسف ندانسته است!»، نویسنده به یکباره معنای «یوسف» را «زیبایی روزافزون» دانسته! حال آنکه این عبارت عبری «او میافزاید» یا «او خواهد افزود» که استاد شمیسا آورده و سپس برای استحکام آن مطالب دیگری به آن افزوده و به آشنایی حافظ با یهودیان و آثار ادبی آنان پیوند داده و چنین نتیجه گرفته است که پس «او میافزاید» در معنای نام یوسف، به حسن روزافزون پیوند دارد و به مناسبت زیبایی یوسف در هنگام تولد او بوده است! که با مراجعه به تورات مشاهده میگردد که موضوع اصولاً چیز دیگری بوده و از اساس به زیبایی یوسف نوزاد ارتباطی نداشته است. زیرا در سفر پیدایش در آیه ۲۲- آمده:
«پس خدا راحیل را بیاد آورد و دعای او را اجابت فرموده، خدا رحِم او را گشود»
۲۳-«و(راحیل) آبستن شده پسری بزاد و گفت خدا ننگِ مرا برداشته است»
که اشاره به نازایی او بوده است.
۲۴- و او را یوسف نامیده گفت: «خداوند پسری دیگر بر من مزید خواهد کرد» یا همان «او خواهد افزود» و در جای دیگر معنی یوسف را «بادا خداوند فرزند دیگری به من بیافزاید» که معادل «او خواهد افزود» آمده است و نشان میدهد که منظور، افزودن فرزند دیگری برای راحیل بوده است و هیچ پیوستگی با حُسن روزافزون یوسف نوزاد نداشته است، بلکه نوید زادن فرزندی پس از او یعنی بنیامین میتوانسته باشد. و حافظ بیچاره که با قرآن محشور بوده، شاید چندان آشنایی و پیوندی با تورات هم نداشته است، که اگر داشت در تلمیحات خود چنین روایتی را نمیآورد. که تعبیر آن هم معنی بودن نام یوسف با زیبایی روزافزون باشد!
بیشتر بخوانید:
نقدی بر کتاب «حسن روز افزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد (بخش نخست)
نقدی بر کتاب «حسن روز افزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد (بخش دوم)
در اینجا براستی انسان یاد حکایت ۱۹ از باب اول گلستان سعدی میافتد که گفته است: «بنیاد ظلم،(که در اینجا باید بجای واژهٔ ظلم، دروغ و تحریف و خیالپردازی و جعلیات آورد) در جهان، اول اندک بوده است، هرکه آمد بر او مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده! و این حکایت ماست با امثال دکتر شمیساها و پسینیان او که از خواجه حافظ رند یکلا قبا، علامهٔ دهر و لسانالغیب بسازند! و جامع معقول و منقول دوران در بیاورند، حالآنکه کتابهای بالینی حافظ قرآن و تفسیرهای آن مانند کشّاف زمخشری و کتابهای دیگری مانند مرصادالعباد نجمالدین رازی و کشفالاسرار میبدی و قصصانبیا ٕ نیشابوری و غیره بوده و در مآخذ و منابع حافظشناسی به آشنایی او با تورات اشارهای نشده است(که اگر میشد هم نتیجهاش این نمیشد) و متون اسلامی هم در بارهٔ نام حضرت یوسف در هنگام زایش او ساکتند.
(ناگفته نماند که این دکتر سیروس شمیسا در جایی هم کشته شدن سهراب بدست رستم را هم با برداشت و تعیبری شگفتآور به افسانهٔ میرنوروزی پیوند داده است که بدلیل بیارتباط بودن با موضوع از آن میگذرم کین سخن بگذار تا وقتی دگر)
باری در دنبالهٔ بحث زیبایی درون و تأثیر آن بر زیبایی برون، نویسنده میرسد به توصیف واژهٔ «لطیف» که در معانی باریک، نازک، ریزه، بسیار نازک، بغایت نیکو، نغز و در برابر ضخیم و کلفت و نیز به معنی سخن غامض که معنیاش خفی و پوشیده باشد و در مقابل کثیف یعنی باز و روشن در لغتنامهها آمده است
مانند:
ترکیب تو سفلی و کثیف است ولیکن
صورتگر علوی و لطیف است بدو در (ناصرخسرو)
نور بودی مگر چو نور لطیف
قصد خورشید آسمان کردی
(مسعود سعد)
زمین زیر به، کاو کثیف است و ساکن
فلک بر زبر کاو لطیف است و دروا
(خاقانی)
چون این کثیفجِرم زمین، هست برقرار
چون کاین لطیف جِرم فلک را قرار نیست. (مسعود سعد)
اما در صفحهٔ ۶۸ کتاب آمده است: «حافظ غیر از لطیفه و لطف که چندین بار در اشعارش بکار برده، واژهٔ لطیف را فقط یک بار بکار برده است، که منظورش همان زیبایی درون و بیچگونگی بودن و غیرقابل توصیف بودن است» که همین بیت زیر باشد:
شیوهٔ حور و پری گرچه لطیف ولی
خوبی آنست و لطافت که فلانی دارد…
ادامه دارد…
***
_ برای معرفی و نقد کتاب تازه چاپ شده تان! در این ستون، تماس بگیرید.
_آثار ادبی خود را همچنین می توانید در واتس آپ یا ایتا به شماره ۰۹۱۷۸۲۲۵۸۴۸ علی حاتمی «ع.آیدین»، ارسال فرمایید.
_ به همراه اثر، عکسی «حتی الامکان غیر پرسنلی» از خود بفرستید.
علی حاتمی «ع. آیدین» – دبیر سرویس ادبی پرتو جنوب

