ادبیات

ادبیات

سکوت

1404-07-16

کسی که سکوت اش را به باد داده است می تواند سایه باشد … درخت شاید پرنده ای بوده باشد… در این شهر ما از شانه ها چیزی جز پیراهن ها نمی دانیم! ما چیزی از یوسف ها لای این موها نمی دانیم! زندگی شاید پرنده ای باشد بر شانه ای… محمد صفائی ***     _ برای معرفی و نقد کتاب تازه چاپ شده تان! در این ستون، تماس بگیرید. _آثار ادبی خود را […]

ادبیات

طعم عسل

1404-07-12

صبح سرد و چای داغ و یک غزل نغمه های شعر در بحر رمل نان تیری دست پخت دهکده وه چه می چسبد لبانت با عسل شال ترمه، نی نوازی شبان شب حنا بندان و سرمه در تیل نرمه نای و نای انبان‌، ساز و رقص ترکه بازی عشایر … قُل؛ تَعَل قاچ زین و رخت دامادی، تفنگ یورد ایل و دود هیمه، میش و کل جشن کوهستان، طلوع کل زدن واسونک های قدیمی، ترکی؛ […]

ادبیات

چاپ کتاب «آوای شبگون» اثر محمود دهقانی

1404-07-08

کتابِ «آوای شبگون» نقد، بررسی داستان و گفتار پراکنده نوشته‌ی محمود دهقانی، به چاپ رسید. به گزارش خبرنگار پرتو جنوب، کتاب «آوای شبگون» نوشته محمود دهقانی  به چاپ رسید. این کتاب مجموعه ای از نقد، بررسی داستان و گفتار پراکنده این نویسنده درباره آثار  و زندگی  برخی از نویسندگان، هنرمندان و گزارشِ رویدادهای هنری در جهان و ایران است. دهقانی که در استرالیا زندگی می کند در باره نام کتاب خود می گوید با تفاوت […]

ادبیات

زبان داستانی فردوسی در شاهنامه (بخش ۲)

1404-07-05

به قلم: محمد رجبی ‏برای دوست نازنین، جناب دکتر علیرضا قیامتی. ‏«از‌آن هرچه اندرخورد باخرد- دگر بر رهِ رمز معنی برد.» (فردوسی) جناب دکتر قیامتی. فرموده‌اید: «کسی می‌توانه شاهنامه را بخوانه که از خرد برخوردار باشه.» بی‌شک چنین است! ولی، بهتر این‌که داستان را درست بخواند.! بدو گفت زال ای زن کم خرد- غم ناچریدن، بدین بگذرد. اگر این بیت را از داستان جدا کنیم، توهین به زن است! داستان اینست‌ که بعد ار مرگ […]

ادبیات

تئاتر ایران و یادی از ایرج صغیری

1404-06-29

به قلم دکتر محمود دهقانی با نامِ ایرج صغیری نه در بوشهر بلکه نخست در مادرید اسپانیا و پس از آن تهران آشنا شدم. دوری بیش از نیم سده من از ایران باعث همه این فراز و فرودها بود. در سفری به ایران پس از نقدی در باره گَر شُدن و تلفِ شمار بالایی از آهوان آبخوستِ خارگ و بازتاب در نسیم جنوب که سر و صدای بسیاری به پا کرد و یکی دو رادیو […]

ادبیات

زبان داستانی فردوسی در شاهنامه (بخش ۱)

1404-06-23

به قلم: محمد رجبی ‏برای دوست نازنین، جناب دکتر علیرضا قیامتی. ‏ ‏بگیتی به از راستی پیشه نیست ‏ز کژی بتر هیچ اندیشه نیست. ‏برخی از مخالفان فردوسی، ابیاتی را از داستان‌های شاهنامه، گزینش کرده‌ و بر اساس آن، فردوسی را زن ستیز می‌دادند!؟ چنین کاری نارواست! گروه دیگری، در برابر آنان، بخش‌هایی از شاهنامه را در پاکی زن‌ها، پیدا کرده‌اند و فردوسی را، ستایشگر زنان نامیده‌اند! شوربختانه هر دو نگاه، بی‌پایه و شعاری است! […]

ادبیات

خاطره خوان هفتم

1404-06-15

در انبوه کلمات منم در خاطره خوان هفتم و کیکاووسی بی زره منم! در دهان اژدها و سرود خوان رودابه به فریبای شاهنامه و لیلای بی مجنون دست دراز نمی کنم حتی جهان به چرخشم آشفته می زنم پهلو به پهلوی خاک! چه باید کرده باشم به رسم جنگ من حالا ‌ققنوس ام در این همه بود و نبود عزا!   حمید رضا اکبری شروه – اهواز ***     _ برای معرفی و نقد کتاب […]

ادبیات

دو بیتی های سرما خورده

1404-06-09

۱ خزان آمد گلی پژمرده دارم تنی لرزان، دلی افسرده دارم زبس که سردی از یاران چشیدم دوبیتی های سرما خورده دارم ۲ نگاهت گرم و مرطوب و بهاریست زلال مهربانی در تو جاریست از آن آرامش دریای چشمت چرا سهم دل من بیقراریست؟ ۳ کتابم تش زدی دفتر بسازی؟ خرابم کرده ای بهتر بسازی؟ مرا خوابانده ای در لای تاریخ که از من خون خاکستر بسازی ۴ شلال گیسویت بوره عزیزم تو چشمت جشن […]

ادبیات

نبض آسمان

1404-06-01

۱ ریخته ای بر باورم کوچه می رقصد خیابان می رقصد شهر می رقصد نگاهم لابه لای پنجره ها گم می شود وقتی آفتاب در من می‌تند… ۲ با تو باد خواهم شد … درخت خواهم شد… آسمان خواهم شد… و هیچ کس نخواهد فهمید چندمین شب است که ماه در من نشسته است و ساعت ها روی نبض آسمان کوک شده‌اند ناهید فتحی «راشا» ـ شیراز ***     _ برای معرفی و نقد […]

ادبیات

چکادها و نام آوران شعر پارسی معاصر «۹» – نصرت رحمانی

1404-05-25

فرار ابر می بافت دست سنگ گیسوی رود را می ریخت آفتاب پولک به روی دامن چین دار آب مست یک تکه ابر خرد از ابرهای تیره جدایی گرفت و رفت می بافت دست سنگ گیسوی رود را می ریخت آفتاب پولک به روی دامن چین دار آب مست! یک تکه ابر خرد از ابرهای تیره جدایی گرفت و رفت تنها نهاد سایه ابر کبود را کوتاه کرد قصه گفت و شنود را بود و […]

ادبیات

«رُقیه سروده» ی حسینی

1404-05-24

سپاهِ اشک می بارَد زِ باده، یتیم و خارِ پا دارد رقیه زبانِ خشک و کامِ کودکانه تَنِ خشکیده سا، دارد رقیه شبِ عاشور بر زانویِ بابه عجب حال و هوا دارد رقیه میانِ کودکانِ عَمّ و عَمِّه چِه! عِشقِ بچه ها دارد رقیه به وقت پَر پَرِ گُل رویِ شاخه چه محزون صَحنه ها دارد رقیه، پدر از بهر آب، طِفلش پیاده گُرِ لَب تشنه ها، دارد رقیه پس از قتل حسین و اهلِ […]

ادبیات

پیمانکار و حیلت او (کپی امروزی از داستان مرغ ماهیخوار و خرچنگ متن اصلی کلیله و دمنه)

1404-05-18

به قلم: داریوش ندری آورده اند که پیمانکاری در سایتی پروژه ساخته بود و کارگران بسیار استخدام می کردی و صورت وضعیت به دست می آوردی پیوسته. روزگاری در خصب و نعمت می گذاشتی. نیم به همسر دادی و به آنتالیا فرستادی و او نیز سرخاب سفید آب بسیار خریدی و مال به پیمانه همی نخوردی و به عمد، اقوام و خویشان را سکته می دادی. خود نیز از اکله و اشربه بسیار خریدی و […]

×