برچسب زده شده با: دانشسرا

چگونه به دانشسرا راه یافتم؟! (قسمت چهارم)

۱۴۰۵-۰۶-۳۰

به قلم کاظم دشمه (قره میرشاملو) در کنارتخته مینی بوس توقف کوتاهی کرد، چند نفری پیاده شد و تعدادی دیگر سوار شدند و دوباره به راهمان ادامه دادیم و از یک کتل بزرگ که جاده پر پیچ و خمی داشت و بعدها فهمیدم که کتل کنارتخته- کمارج نام دارد آنقدر پایین رفتیم تا به ساحل رودخانه پرآبی رسیدیم. البته هرچه پایین تر می رفتیم به گرمای هوا نیز افزوده می شد. به هر حال در […]

چگونه به دانشسرا راه یافتم؟! (قسمت سوم)

۱۴۰۵-۰۶-۱۰

به قلم کاظم دشمه (قره میرشاملو) لندرور تیک آفی زد، گرد و خاکی بلند کرد و از ما دور شد. مسافران یکی یکی پا روی سپر عقب گذاشتند و سوار شدند. اما من و تعدادی از بچه ها، نرده های کناری نیسان را گرفتیم و پا روی تایرهای پر از گل و شل عقبی گذاشتیم و پریدیم بالا. بزی هم که وسط ماشین بود از تشنگی نزدیک هلاک شدن بود. صاحبش او را پایین برد، […]

چگونه به دانشسرا راه یافتم؟! (قسمت دوم)

۱۴۰۵-۰۵-۲۳

به قلم کاظم دشمه (قره میرشاملو) ….سریعا بلند شدم و به سمت خانه مان دویدم و با کمی هیجان، قضیه را به پدر و مادرم توضیح دادم. ما قشقائی ها چندان با دانشسرا و معلمی غریبه نبودیم. دامادمان و تعداد زیادی از عموزاده ها و هم عشیره ای هایمان معلمان عشایری قبل از انقلاب بودند. اما اینکه بعد از چند سال دوباره دانشسرا ثبت نام می کرد، کمی برای خانواده ما عجیب بود. به هر […]

چگونه به دانشسرا راه یافتم؟!

۱۴۰۵-۰۵-۱۹

به قلم کاظم دشمه تابستان سال ۱۳۶۳ بود و به تازگی دوره راهنمائی را در مدرسه راهنمائی شهید مفتح “پشت پر” به پایان رسانده بودم. برادر بزرگترم نیز یک سال قبل از من فارغ التحصیل شده بود. روستای “پشت پر” که درست در نقطه مرزی استان های فارس و بوشهر واقع شده، دارای هیچگونه امکاناتی نبود، حتی آن مدرسه راهنمائی عشایری که در زیر سفیدچادرهای تعلیمات عشایری برگزار می شد هم، به همت استاد بهمن […]

×