ماجرای طنز “عزاداری خانم پردل”
خانم پردل یکی از معلمان دبستان ما بود. خانم پردل خیلی مهربان بود و با زنان روستای ما رابطه صمیمانه ای داشت. بعد از اینکه از روستای ما رفت، حدود بیست و پنج سال بعد، خبر ناگواری رسید که خانم پردل در کرمانشاه به رحمت خدا رفته. روز دهم بعد از درگذشت خانم پردل، خبر به صورت اتفاقی به روستای ما رسید. همه پیرزنان روستای ما که دوست صمیمی خانم پردل بودن سیاهپوش شدن و […]