شب خون – غزلی از اسحاق ثاقبی داراب
چون تو تا موج که میشورد بسیار بههم
ما پرهیز نکردیم از آزار بههم
گاه چون رود، ز هم نصف، ز هم دور شدیم
گاه مانند دو کوهیم که آوار بههم
گاه مشکوک به هر گپ که بههم میگوییم
گاه مشتاق پی گفتنِ اسرار بههم
راست یا کج که مهم نیست، مهمتر این است
میرسیم عین دوتا نقشهی دیوار بههم
مثل دو مجرم جانی متواری از هم
که رسیدند سرانجام سرِ دار بههم
چون لبِ تشنهی چوپان که به “سنگآبی” دور
جان فشردیم چه پرشور و چه دشوار، بههم
سالها چون دو چریک از دو طرف رو در رو
عاقبت دست زدیم عین دو سالار بههم
اسحاق ثاقبی داراب – بلخ؛ مزارشریف
***
_ برای معرفی و نقد کتاب تازه چاپ شده تان! در این ستون، تماس بگیرید.
_آثار ادبی خود را همچنین می توانید در واتس آپ یا ایتا به شماره ۰۹۱۷۸۲۲۵۸۴۸ علی حاتمی «ع.آیدین»، ارسال فرمایید.
_ به همراه اثر، عکسی «حتی الامکان غیر پرسنلی» از خود بفرستید.
علی حاتمی «ع. آیدین» – دبیر سرویس ادبی پرتو جنوب

