» فرهنگی هنری » ادبیات » در سايه سار گل سرخ «بخش سوم»
ادبیات
کد خبر:67938 | ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۲۰

در سايه سار گل سرخ «بخش سوم»

پرتو جنوب 0

نقدی بر کتاب «مولوی چه گفته است؟» نوشته ناصر امیرعضدی

به قلم عبدالعلى دستغيب

اكنون مى پرسيم آيا داستان هاى مثنوى و تعابير و استعارات هنرى «ديوان شمس» همين حال قصه ى «زرگر و كنيزك» را دارد؟ آيا مى توان انحراف ها و بدآموزى هاى مندرج در اين قصه را به كل مثنوى تعميم داد؟ آيا همچنان كه خود شاعر گفته قصه ياد شده «نقد حال ما» يعنى شرح اوصاف خود او و شمس تبريزى است؟ آيا قصه ى «زرگر» حكايت كننده تعابير عرفانى يا سمبوليك ادبى است؟ يا تصوير سازى از گذشته ى فئودالى و نابسامانى به جا مانده از آن به منظور رفع تنش هاى روانى و عذاب وجدان احتمالى خود مولوى در ماجراى پيوند زناشوئى شمس و كيميا خاتون به پا در ميانى خود مولوى؟
اين تعليل ها رضايت بخش و توضيح و تفسير كننده نيست. برآمده از ساختمان قصه نويسى و عناصر هنرى موجود در آن نيست. استدلال قانع كننده اى مرتبط با معانى و محتواى آن نيست.
اصل قضيه اين است: عامل اصلى قتل «زرگر سمرقندى» كيست و خون قتل او به گردن كيست؟ به گردن شاه در كسوت « اوليا» فرو رفته؟ به گردن پزشكان سابق و پزشك غيبى لاحق؟ به گردن كنيزك!؟
از نظر ساختمان قصه و سير تحولى اشخاص آن، نقص هاى موجود در قصه را چگونه مى توان واكاوى و تفسير و توضيح كرد؟ دفاعيات كاسه ليسان صوفيگرى از عيوب محتوا، ساختمان و پايان بندى قصه خشت به دريا زدن و بى حاصل است يعنى هر نتيجه اى كه گرفته مى شود و هر تفسيرى كه به ميان مى آيد، بايد از خود ساختمان صُورى و معنائى قصه برآمده باشد نه از دانستگى عليل طرفداران تصوف يا از چنته ى ادواردبراون و اوتاف گيب!
اكنون ببينيم در تفسير و توجيه عمل جنائى شاه و پزشك – كه امروز مى تواند موضوع محاكمه در يك دادگاه فوق العاده و اضطرارى (صحرائى) باشد و متهمان مسلوب الاختيار آن در مقام عاملان نقض حقوق بشر محاكمه شوند… چه نوشته اند.
بديع الزمان فروزانفر به پيروى از خود مولوى درهم برهمى نوشته و با پذيرش اين كه به گفته ى خود راوى «به حسب ظاهر!» شاه مردم كشى را ستوده مى نويسد به موجب حديت!؟ ستايش اشقيا خشم خدا را بر مى انگيزد و او (مولوى) كه مسلمانى پاك اعتقاد است اگر مطمئن نباشد كه شاه فرمان قتل زرگر را به مصلحت و به حكم حق داده هرگز به ستايش وى زبان نمى گشايد… و اين مانند آن كُشتنى است كه براى كم شدن ورز و گناه و مصلحت اجتماع نسبت به منكران كه به فرمان انبياء و اوليا به قتل مى رسند و به هر حال وظيفه ى ما تسليم و ترك بدگمانى است (شرح مثنوى، ١٢٢ و ١٢٣، تهران، ١٣٨٠) وظيفه و عمل و نظر مردم آزاده ى امروز برخلاف نظر شيخ بشيرويه (سناتور انتصابى)، هفت بار اعدام شاه و پزشك براى كم شدن جرائم متجاوزان به حقوق بشر و رعايت مصلحت اجتماع، فورى و فوتى است و «تسليم و ترك بدگمانى» يا «سكوت در برابر عملى يا توجيه آن» چيزى مشابه جنايت است و خود شيخ بشيرويه نيز بايد محاكمه شود.

بیشتر بخوانید:

در سایه سار گل سرخ «بخش نخست»

در سايه سار گل سرخ «بخش دوم»

دُر فشانى «فروزان» فرّ را ديديد اكنون شكر فشانى يكى ديگر از همپالگى هاى وى را بنگريد:
مولوى در بيان مطالب اسلوب كتاب هاى قديمى را كه عبارت از آوردن حكايت در ضمن حكايت است به كار برده و در حكايت هاى انبيا و اولياء نظر داشته كه سّر ياران خود به ويژه احوال خود را در ضمن حديث ديگران بيان كند. (سر نى، زرين كوب، ١٣٨٦ تهران) پس در اينجا لابد شاه مى شود شمس (سلطان وجود راوى) كنيزك نماد كيميا خاتون دختر خوانده ى مولوى و زرگر علامت علاءالدين پسر دوم او كه در زمان زندگانى پدر جوانمرگ مى شود (مولوى چه گفته است ؟، ٩٩)
نيكلسن هم مانند شارحان سنتى ديگر مثنوى شاه را روح (عقل جزوى)، كنيزك را نفس حيوانى، زرگر را لذات دنيوى، پزشكان را عقل و طبيب غيبى را جمال حق (عقل كل، مرشد…) دانسته است!!؟
اما آن كاسه ليس فرنگى صوفيگرى، مادينه حقه بازى كه روشن نبود در تركيه و ايران و پاكستان چه مأموريتى داشته باور دارد: «حسام الدين چلبى كه هنوز جوانى خام، (ناپخته) بود از مولوى در خواست مى كند درباره ى شمس سخن بگويد اما مولوى از اين كار سر باز مى زند و مى گويد اين شمس چنان درخشان است كه اسرارش را جز در لفاف استعاره و داستان و تمثيل حكايت نمى توان كرد. (مارى شيمل ابياتى مانند گفتمش پوشيده خوشتر سّر يار… را به مناسبت مى آورد و مى گويد مولوى دليل و توجيه ماجرا را در لفافه گوئى ماجراى شمس در بيت هاى ديگر به روشنى بازگو كرده:
گفتم ار عريان شود او در عيان / نى تو مانى نى كنارت نى ميان (شكوه شمس، ترجمه حسن لاهوتى، ٧٥، تهران، ١٣٧٥) يعنى اگر مى خواست بى پرده سخن گويد همه چيز لو مى رفت و جز رسوائى براى شمس و مولوى حاصلى نداشت (مولوى چه گفته است؟، ١٩)

در اين حال اگر كسى قصد دفاع از مولوى و شمس تبريزى داشته باشد بايد از در ديگرى وارد شود و دست از عقل كل، نفس جزئى، طبيب غيبى، استعاره ها و رمزها و صبغه هاى سمبوليك بشويد و واكاوى ماجرا را به ساحت اصول داستان نويسى ببرد اگر نه ممكن است خود او نيز شريك جرم جنايت شاهانه شود!
ادامه دارد…

***

 

_ برای معرفی و نقد کتاب تازه چاپ شده تان! در این ستون، تماس بگیرید.
_آثار ادبی خود را همچنین می توانید در واتس آپ یا ایتا به شماره ۰۹۱۷۸۲۲۵۸۴۸ علی حاتمی «ع.آیدین»، ارسال فرمایید.
_ به همراه اثر، عکسی «حتی الامکان غیر پرسنلی» از خود بفرستید.

علی حاتمی «ع. آیدین» – دبیر سرویس ادبی پرتو جنوب

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×