نقدی بر کتاب «حسن روز افزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد
به قلم ناصر امیرعضدی
«بخش نخست»
هرآنکه کُنج قناعت بهگنجِ دنیا داد
فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی!
ز تندباد حوادث نمیتوان دیدن
درین چمن که گلی بوده است یا سمنی؟!
ببین در آینهٔ جام، نقشبندی غیب
که کس بیاد ندارد چنین عجب زمَنی!
نگارِ خویش بدست کسان همی بینم!
چنین شناخت فلک حق خدمت چو منی!
«از این سموم که بر طرْف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی!»
بهصبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنین عزیز نگینی، بدست اهرمنی
مزاج دهر تبه شد دراین بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی؟!
آنچه اجمالاً می توان در بارهٔ این کتاب گفت اینکه نویسنده پس از مقدمه، کوشش دارد مفهومی را از راه مصادره بر مطلوب در ذهن خواننده جا بیندازد که «حسن روزافزون برپایهٔ زیبایی یا حسن درون استوار است» بدین ترتیب که پس از آوردن مقدمهای ذیل عنوان ماهیت زیبایی، نخست ذهن خواننده را به سوی زیبایی یا حُسن بطور کلی و سپس زیبایی یا حسن درون بکشاند و آنگاه با یکسری مصادرات دیگر، تعبیر مرکب «حسنروزافزون» را از آن بیرون بیاورد، به گونهای که «حسن روزافزون» را معادل «زیبایی درون» و در برابر زیبایی برون جا بیندازد و خواننده را هم وادار به پذیرد کند. حال آنکه هرکدام از این تعابیر معانی ویژهٔ خود را دارند و مقولههای جداگانهای هستند و پذیرفتنی نیست که بدون استدلال و برهانی استوار، ایندو بجای یکدیگر یا معادلهم گرفته شوند.
باری اگر نخست واژه «حُسن» را بررسی کنیم که در مقابل قُبح قرار دارد، در واژهنامهها معادل نیکویی، خوبی، نیکی، جمال، زیبایی، ملاحت، فروغ و تناسب اعضا معنی شده، و آنچنان هم منحصر به «زیبایی صورت» نیست و آنگونه که نویسنده کوشش کرده است نشان دهد، در آن خلاصه نمی شود، همچنان که زیبایی در برابر زشتی هم همین حالت را دارد. اما در صفحهٔ ۳۲ ذیل عنوان چرا زیبایی صورت؟ چنین آورده است:
«چرا شاعرانی همچون حافظ و مولوی و دیگر زیباپرستان، حُسن و یا زیبایی صورت را بر دیگر زیباییها ترجیح می دهند و دربارهاش اینهمه شعر گفتهاند»؟! و چنین القا ٕ نموده که گویا حسن منحصر به زیبایی صورت است! گرچه که در غزلیات حافظ عمدتاً هم چنین باشد، اما غیر ازاین هم در میان غزلیات حافظ دیده میشود از این قبیل:
چون حسنِ «عاقبت» نه به رندی و زاهدیست
آنبه که کار خود بهعنایت رها کنند
یا
منظور خردمندِ من آن ماه که او را
با حسنِ «ادب»، شیوهٔ صاحبنظری بود
یا
حسنِ «خلقی» زخدا میطلبم خوی تورا
تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود
یا
خاتمِ جم را بشارت ده به حسنِ «خاتمت»
کاسمِ اعظم کرد از او کوتاه دستِ اهرمن
یا حتی:
به حسنِ «خلق» و وفا کس به یار ما نرسد
تورا در این سخن انکارِ کارِ ما نرسد
که در برخی نسخهها چنین آمده و درستتر هم به نظر میرسد تا آوردن (حسن و خلق)
و یا:
مجمع خوبی و لطف است، عذار چو مهَش
لیکنش مهر و وفا نیست، خدایا بدهش
که در این بیت اگر دعای حافظ مستجاب شود، گویی حُسن روزافزون در دلبر چاردهساله بت چابک و شیرین تحقق یافته است.
باری حتی اگر «حُسن» مجرد و بدون نسبت را هم که در برخی از ابیات آمده، همان زیبایی صورت فرض کنیم، بهمانند ایندست ابیات:
می ده که نوعروس چمن حدّ «حُسن» یافت
کار این زمان ز صنعت دلّاله میرود
یا این بیت که میگوید:
حُسن تو همیشه درفزون باد
رویت همهساله لالهگون باد
و با ردالقافیه تکرار کرده است که
اندر سرِ ما خیال عشقت
هر روز که باد در فزون باد
اما نمی توان پذیرفت که بگوییم دیگر از این ابیات اشاره شده گزیر و گریزی نیست، که حسن صرفاً به معنی چهره و صورت است. و این در حالی است که از صفحهٔ ۴۶ به بعد کتاب نویسندهٔ گرامی هم همان تعریف عام و کلی را از واژهٔ حسن آورده است، که گفتههای پیشینش را در بارهٔ حسن، اصلاح و دقیق کرده است.
سپس در دنبالهٔ سخن تعبیر «حسن روزافزون» که در برابر حسن گذرا یا ناپایدار معنا مییابد و الزاما چندان پیوندی هم ممکن است با زیبایی درون نداشته باشد، به میان میآید و از آن بیت شاهد از غزلی از دیوان حافظ سخن می رود که میگوید:
من از آن «حسن روزافزون» که یوسف داشت دانستم
که عشق از پردهٔ عصمت برون آرد زلیخا را!
که شاعر خواسته با این تعبیر، زیبایی یوسف را از زیباییهای زودگذر و ناپایداری که بصورت عام و مثلا در میان جوانان نوخط دیده می شود و ممکن است بهذهنها متبادر گردد، جدا و متمایز نشان دهد. که حضرت حافظ خوب هم از عهده برآمده، چرا که هرچه بر عمر حضرت یوسف به عنوان یک شخصیت ویژه و استثنایی افزوده می شده، جلوههای بیشتری از زیبایی ظاهری و نیز دیگر زیباییهای معنوی و بیرونی و درونی او مانند برازندگی، پارسایی، صداقت و راستی و دیگر سجایای انسانی، نمایانتر می گردیده است، به گونهای که می شد احتمال آن را داد که زلیخا در برابر زیبایی چندجانبه و روزافزون او، واله و شیدا و دچار وسوسهٔ گردد و به قول حافظ از پردهٔ عصمت بیرون افتد.
ادامه دارد…
***
_ برای معرفی و نقد کتاب تازه چاپ شده تان! در این ستون، تماس بگیرید.
_آثار ادبی خود را همچنین می توانید در واتس آپ یا ایتا به شماره ۰۹۱۷۸۲۲۵۸۴۸ علی حاتمی «ع.آیدین»، ارسال فرمایید.
_ به همراه اثر، عکسی «حتی الامکان غیر پرسنلی» از خود بفرستید.
علی حاتمی «ع. آیدین» – دبیر سرویس ادبی پرتو جنوب

