نقدی بر کتاب «حسن روز افزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد
به قلم ناصر امیرعضدی «بخش نخست» هرآنکه کُنج قناعت بهگنجِ دنیا داد فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی! ز تندباد حوادث نمیتوان دیدن درین چمن که گلی بوده است یا سمنی؟! ببین در آینهٔ جام، نقشبندی غیب که کس بیاد ندارد چنین عجب زمَنی! نگارِ خویش بدست کسان همی بینم! چنین شناخت فلک حق خدمت چو منی! «از این سموم که بر طرْف بوستان بگذشت عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی!» بهصبر کوش […]