بررسی عوامل تهدیدکننده و آسیبرسان به پیکره سنگی شاپور یکم در غار شاپور
محمدخلیل(رضا) محمودی-کارشناس ارشد باستان شناسی- مدیر داخلی مجموعه میراث جهانی بیشاپور
در کمین مجسمه شاپور یکم ساسانی
در نزدیکی شهر تاریخی بیشاپور، در دل تنگ چوگان، غاری بزرگ قرار دارد که پیکره یکپارچه شاپور یکم ساسانی در آن ایستاده است. این پیکره از یک ستون آهکی استالاگمیتی تراشیده شده و ارتفاع آن نزدیک به هفت متر است.
در پیکرتراشی ایران اثری همسنگ آن سراغ نداریم. ارزش این اثر تنها در هنر ساسانی نیست؛ این مجسمه سندی زنده از اندیشه و اقتدار پادشاهی است که نزدیک به هفده سده در همین فضای طبیعی پایدار مانده است.
از برپایی مجدد آن بیش از هفتاد سال میگذرد و اکنون که نخستین مرحله حفاظت و مرمت با دقت و بر پایه اصول علمی آغاز شده است، شناخت دقیق آسیبها و تهدیدها بنیان هر مداخله به شمار میآید؛ زیرا بر اساس اصول پذیرفتهشده حفاظت از میراث فرهنگی، نخست باید بیماری را شناخت و سپس درمان را برگزید.
عوامل گوناگونی بر آسیبدیدگی این پیکره باشکوه اثر میگذارند که نخستین و دیرپاترین آنها رطوبت است. به سبب تراوش آب از سقف غار، در تمام طول سال تقریباً رطوبت بخش جداییناپذیر محیط غار و بهویژه مجسمه است.
پیکره در فضایی بسته و مرطوب قرار دارد و سنگ آهکی آن متخلخل است؛ از این رو رطوبت هوا و آب تراوششده از سقف میتواند به منافذ سنگ نفوذ کند و به فرسایش سطح تراشخورده، فشار درونی ناشی از نمکهای موجود در منافذ، پوستهشدن و پودرشدن و سرانجام از میان رفتن جزئیات حجاری بینجامد. رطوبت همچنین بستر رشد جلبک، گلسنگ، باکتری و قارچ را فراهم میکند که سطح سنگ را تیره میسازند و در درازمدت به تجزیه آن میانجامند.
نوسانات دما و رطوبت میان فصلها نیز چرخههای پیاپی انبساط و انقباض پدید میآورد و ریزترکها را گسترش میدهد. افزون بر این، غار و مجسمه در اقلیم گرم و خشک قرار دارند و گرمای شدید در حدود نیمی از سال سنگ را در معرض تنشهای گرمایی قرار میدهد.
آسیبهای زیستی نیز از تهدیدهای مهماند. غار زیستگاه پرندگانی همچون جغد، خفاش، شاهین، عقاب صحرایی و باز، و جانورانی بومی چون کفتار، روباه، شغال و گورکن است. فضولات فراوان این جانوران، به سبب کلسیم بالا و ترکیبات اسیدی و آمونیاکی، در آمیزش با رطوبت غار خوردگی فیزیکی و شیمیایی سنگ را در پی دارد. حضور این گونهها نشان میدهد غار برای آنها پناهگاه و زیستگاهی امن است و همین نکته توجه بیشتری را در برنامه حفاظت میطلبد.
عامل دیگر، قرارگیری کازرون بر سامانه گسلی قطر – کازرون است که از لرزهخیزترین بخشهای زاگرس به شمار میآید و زلزلههای نیرومند آن میتواند به یکپارچگی و ساختار پیکره آسیب برساند. این خطر با وضعیت استقرار مجسمه تشدید میشود: پیکره در دورههای گذشته بهصورت تکیهداده به سقف برپا شده و کاملاً بر کف عمود نیست، و پایه مصنوعی بتنآرمه آن نیز با شیبی ملایم به کف میرسد.
در نتیجه مرکز ثقل از محور قائم فاصله گرفته و بار زیادی بر نقاط معینی از بدنه متمرکز شده است که با گذشت زمان میتواند آسیب جدی به پیکره وارد کند. سرانجام، نبود حفاظ و دسترسی آسان به سنگ مجسمه، آن را در معرض آسیبهای انسانی از جمله لمس، تکیهدادن و یادگارنویسی قرار داده است.
بدینسان پیکره شاپور یکم همزمان با تهدیدهای محیطی، زیستی، سازهای – لرزهای و انسانی روبهرو است و این عوامل بر یکدیگر اثر تشدیدکننده دارند؛ از این رو هر برنامه حفاظت و مرمت باید آنها را یکجا و بر پایه مطالعات علمی در نظر بگیرد.
انتهای پیام/








