» آرشیو » بازی دو سر باخت
آرشیو - حوادث - مقالات
کد خبر:8182 | ۹ مرداد ۱۴۰۲ ساعت ۲۲:۰۵

بازی دو سر باخت

پرتو جنوب 0

نویسنده : مسلم احمدی – خبرنگار پایگاه خبری پلیس فارس

کم کم از درس و دانشگاه به عشق “فرشاد” دست کشیدم، فکر زندگی کردن با او زیر یک سقف روز به روز در سرم جولان می داد و به رویاهای آینده ام فکر می کردم.
19 ساله بودم که از علاقه پسردایی ام به خودم مطلع شدم. انگار دنیا در چند ساعت برایم از آن رو به این رو شد، خودم را معلق در بین زمین و آسمان حس می کردم، با اینکه هیچوقت به “فرشاد” حتی فکر هم نکرده بودم، با این وجود حس و حال عجیبی داشتم.
مادرم هم ذوق زده از علاقه برادر زاده اش نسبت به من، مادام از خوبی ها و اخلاق های نیکوی “فرشاد” می گفت و روز به روز دیدم را نسبت به او خوش بینتر می کرد.
پدرم و دو برادرم هم کلا نظر خاصی نداشتند و می گفتند هر جور که خودت می دانی ، “فرشاد” پسر خوبی است و از آشنایان است و این موضوع را نکته مهمی می دانستند.
کم کم از درس و دانشگاه به عشق”فرشاد” دست کشیدم، فکر زندگی کردن با او زیر یک سقف روز به روز در سرم جولان می داد و به رویاهای آینده ام فکر می کردم.
بعد از مراسم خواستگاری و نامزدی و… بالاخره پس از 2 سال زندگی مشترکمان را با هم آغاز کردیم، روزهای خوبی بود، عشق و صفا و صمیمیت در بینمان موج می زد و از زندگی لذت می بردیم.
گذشت و گذشت تا اینکه کم کم متوجه تغییر رفتار “فرشاد” نسبت به گذشته شدم و این موضوع به حدی مرا اذیت کرد که طاقت نیاوردم و از او علتش را جویا شدم.
طبق معمول در ابتدا منکر تغییر در رفتارهایش شد، ولی پس از چندین جلسه بین من و او، ناگفته هایی را برایم گفت که مو به تنم سیخ شد.
آری، فرشاد با یک دختر دیگر ارتباط داشت و در این چند سال هم دست از این کار خود برنداشته بود و به ارتباط با آن دختر ادامه داده بود.
حرف هایش همچون آب سردی بر پیکرم ریخته شد، یک لحظه حس کردم که دنیا برایم تیره و تار شده است، صحبت های “فرشاد” که می گفت دیگر دور آن دختر را خط کشیده است و من تنها عشقش هستم، همچون پتکی آهنین بر سرم می خورد.
گاهی وقت ها از خودم می پرسم چرا با زندگی خودت اینگونه تا کردی؟ تو که شرایط بهتری پیش پایت بود به چه دلیل زندگی ات را نابود کردی؟
و اما حالا، حالا افسرده و مأیوس شده ام، نمی دانم این موضوع را با خانواده ام در میان بگذارم یا نه؟ این یک بازی دو سر باخت برای من است، اگر با او ادامه دهم به شیوه ای باخته ام و اگر از او جدا شوم هم به شیوه ای دیگر، نمی دانم چه کنم… فقط کمکم کنید …

تجزیه و تحلیل:
در این خصوص نظر “علیرضا ملایی” رئیس مرکز مشاوره و مددکاری پلیس فارس را جویا شدم:
عوامل مختلفی می توانند سلامت خانواده و ازدواج را با چالش مواجه کنند که خیانت زناشویی یکی از مهمترین و مخرب ترین آن هاست.
خیانت زناشویی به برقراری هرگونه رابطه عاطفی یا جنسی خارج از چارچوب روابط زوجین گفته می شود که به برقراری درجاتی از صمیمیت عاطفی یا جنسی با فردی به غیر از همسر منجر می شود. خیانت زناشویی مهمترین عامل تهدید کننده و تخریب کننده عملکرد، ثبات و تداوم رابطه زناشویی است.
ضعف اعتقادات و باورهای مذهبی، تنوع طلبی، هیجان خواهی، پایین بودن اعتماد به نفس، مسئولیت پذیری پایین، ناآگاهی، ضعف مهارتهای زندگي و اختلالات شخصیتی از عوامل بي وفايي و خیانت می باشد.
تاثیر شبکه های اجتماعی نیز از عوامل اجتماعی خیانت به شمار می روند. لذا زوجين مي بايست به منظور جلوگيري از خيانت در زندگي، با شركت در كلاس ها و كارگاههاي آموزشي، شناخت و آگاهي خود را نسبت به آسيب هاي پيراموني به خصوص موضوع خيانت بالا ببرند و از عواقب اين كار آگاه شوند، از طرفي نيز عزت نفس خود را بالا ببرند و ضمن تقويت بنيه ديني و معنوي، نيازهاي عاطفی و جنسيِ خود را مرتفع و با ايجاد تنوع و جذابيت در زندگيِ خود، همواره در زندگي مسير خيانت را براي خود مسدود نمايند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×