رقص های شبانه
یک)
بر این کاغذ
نامت را زیبا می نویسم
تمام جهان
شعر از تو دارند
حالا
کنار پاییز
زیباترین نام مانده ای
زرد گون
و شعر هنوز به انتهایش
نمی رسد …
دو)
آغوشت بهار دارد
و من
آن میوه ممنوعه ام هنوز!
سه)
شعر می گویم
برای نارنج های باغ رو به رو !
و جهان هنوز
به شیراز من نرسیده است.
چهار)
نهنگ
دریا دارد
وتو دلفینی مانده ای
در بازیگوشی ساحل ام!
پنج)
غرق مانده ام
در دریایی که نمی دانم
و هیچ قایقی
از دلت
سراغ من نیامده !
شش)
تو شعرم شده ای
کنار این همه باغ سیب!
هفت)
کلماتت را بر می دارم
تا جنگ ها
به صلح برسند
کنار این همه بوسه ات!
هشت)
از بلخ
کمی مولانا
برای رقص های شبانه ام
بیاور!
من هنوز تو نشده ام
با این همه کلمات در به در!
نه)
خانه برای ما نیست
آواره گی
رسم عاشقی ست
وقتی
از آغوشت محروم مانده ام !
ده)
چقدر شعر
برای جهان روبه رو بگویم
من
پای تمام دنیا
شعر ریخته ام
تا کمی با تو بمانم
و نماندم!
حمیدرضا اکبری شروه
***
_ برای معرفی و نقد کتاب تازه چاپ شده تان! در این ستون، تماس بگیرید.
_آثار ادبی خود را همچنین می توانید در واتس آپ یا ایتا به شماره ۰۹۱۷۸۲۲۵۸۴۸ علی حاتمی «ع.آیدین»، ارسال فرمایید.
_ به همراه اثر، عکسی «حتی الامکان غیر پرسنلی» از خود بفرستید.
علی حاتمی «ع. آیدین» – دبیر سرویس ادبی پرتو جنوب
