کوتاه تر از خواب یک مرزبان در شب های خاورمیانه
بخاطر دوستی
«به آیدین حاتمی»
اینجا همه چیز بر باد رفته است
حتی گیس های اقلیما !
در چار راه ها
چراغ ها
صورتشان را با سیلی سرخ نگاه داشته اند!
دیوارها
همه چیز را درون خود ریخته اند…
کوه ها تنها
گاهی کلاه خود را به کاه می دهند …
سقف ها اما هنوز
سرشان برای کسی درد نمیکند…
سقف ها ماهی گیر شده اند …
سقف ها
همه چیز را بالا می کشند …
کوچه های پیر
هنوز
سنگ گل سرخ را به سینه می زنند …
آه
کوچه ها
آلبوم های سنگی اند …
هرچند این روزها
می شنوم از شاخه ها
که عشق مثل کبوتر می تواند بپرد،
اما عشق هنوز تیر آخر است…
آری
گنجشک ها هم امسال نان را به نرخ روز خورده اند…
بگذریم
خواستم بگویم
اینجا دست ها کوتاهند!،
کوتاه تر از خواب یک مرزبان در شب های خاورمیانه…
محمد صفایی
***
_ برای معرفی و نقد کتاب تازه چاپ شده تان! در این ستون، تماس بگیرید.
_آثار ادبی خود را همچنین می توانید در واتس آپ یا ایتا به شماره ۰۹۱۷۸۲۲۵۸۴۸ علی حاتمی «ع.آیدین»، ارسال فرمایید.
_ به همراه اثر، عکسی «حتی الامکان غیر پرسنلی» از خود بفرستید.
علی حاتمی «ع. آیدین» – دبیر سرویس ادبی پرتو جنوب

