ادبیات

ادبیات

پریخانه

۱۴۰۴-۰۹-۲۶

ای کاش نگاهــم بــــه پــریــخـــانه نیفتد چشمم به پری واره ی این خانه نیفتد بشکن تو درخانه وخاموش کن این شمع کاتش بــه ســـراپـــرده ی پــروانـــه نیفتد کج کن ره خودازسراین کوچه که دیگر دنــــبال ســــرت این دل دیـــوانـه نیفتد ای کاش که درروضه رضوان دوچشمت دیگر دل مــن در هـــوس دانـــــه نیــفتد ای کاش که طوفان ِحوادث شبِ دیجور پـّــر نشـــکند از شاخه واین لانــه نیفتد آشفته به هر آینه سر می‌زند هر شب […]

ادبیات

“آبی، خاکستری، سیاه” شعری از حمید مصدق

۱۴۰۴-۰۹-۲۲

وای، باران باران شيشه ی پنجره را باران شست. از دل من اما، چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ آسمان سربی رنگ، من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ. می پرد مرغ نگاهم تا دور، وای، باران باران پر مرغان نگاهم را شست. خواب، رؤيای فراموشي هاست! خواب را دريابم که در آن دولت خاموشي هاست. با تو در خواب مرا لذت ناب هم ‌آغوشي هاست. من شکوفايی گل های اميدم را در رؤياها می‌بينم، […]

ادبیات

متون مشهورِ کهن جهان “بخش 3”

۱۴۰۴-۰۹-۱۹

به قلم محمد رجبی مهاباراتا مهاباراتا، یا مهابهاراتا، مادر کتاب های جهان، سروده‌ای حماسی از سده‌ی هشتم یا ششم پیش از میلاد. به زبانِ سانسکریت و یکی از دو حماسهٔ تاریخِ هند است. مهاباراتا، اثری هند و آریایی‌است. اولین سروده‌ی منظوم و‌حماسی جهان است با صد هزار بیت که هندوها، معتقدند، هزار بیت ابتدای آن، سروده‌ی خداست! و سرایش آنرا به “ویاس‌”یا “ویاسا” نسبت می دهند که با رامایانا، دو اثر منظوم هندوهاست. مهابهاراتا، مجموعه‌ای […]

ادبیات

چکادها و نام آوران شعر پارسی معاصر«12»ـ امیرهوشنگ ابتهاج«ه. ا. سایه»

۱۴۰۴-۰۹-۱۶

نشود فاش کسی، آنچه میان من و توست تا اشارات نظر، نامه رسان من و توست   گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست   روزگاری شد و کس، مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست   گرچه در خلوت راز دل ما، کس نرسید همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست   گو بهار دل و جان باش […]

ادبیات

به خاطر هوشنگ چالنگی

۱۴۰۴-۰۹-۱۳

عزیز من برگ تازه ای نیست، ما زمین خورده ایم!، و تا چشم کار می‌کند عصایی از باران نیست! آه بان است تنها ! به آشیانه ها نگاه کن! گاهی شاخه ها شرف دارند به ریشه ها … گمان دارم اینگونه است که از ابرها آبی گرم نمی شود! محمد صفائی ***     _ برای معرفی و نقد کتاب تازه چاپ شده تان! در این ستون، تماس بگیرید. _آثار ادبی خود را همچنین می […]

ادبیات

بارانه 3

۱۴۰۴-۰۹-۰۸

تو سوء تفاهم قصه ای پروانه می پرد و بلور می تند تنهایی مان روی شمعدان فردا سه بار زنگ زدم بزرگیت با زنبیل رفته بودی چقدر نگرانم هرگز بیایی من باشم و تو بلندای کاج چند فردا در امروزمان حل می شود برای شمع خواب می ریزد مثل شیرینی عروسی تا دیده باشم ات رفته ای نمی پذیرندم در مدرسه کولی ها و حالا ده سال کوچک تر بچینی انار از دستانم انگشتانم تر […]

ادبیات

متون مشهورِ کهن جهان “بخش 2”

۱۴۰۴-۰۹-۰۵

به قلم محمد رجبی وِِداها، آریایی وِداها، سانسکریت वेद. یعنی دانش. کهن‌ترین کتاب‌های آریایی‌ها، قدیمی‌ترین نوشته به زبان هند و اروپایی است که تاریخ نگارش آن‌ها را در دوره‌ای بین سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۰۰۰. پیش از میلاد می‌دانند. کتاب ودا، اولین اثر مذهبی از چهار کتاب “ریگ‌ودا”: نیایش‌ها. “یجورودا”: کتاب نیایش‌کنندگان، “سامه‌ودا: کتاب سرودها. “آتارواودا”. تشکیل شده‌است. هر کدام از این چهار کتاب دارای چهار قسمت است: “سمه‌یتا” (سرود) “براهمنه‌ها”(دستورات مراسم قربانی کردن) “آرنیکه‌ها” (دستورات […]

ادبیات

چکادها و نام آوران شعر پارسی معاصر «11»؛ سیمین بهبهانی

۱۴۰۴-۰۹-۰۱

دوباره می‌سازمت وطن! دوباره می‌سازمت وطن! اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو می زنم، اگر چه با استخوان خویش دوباره می بویم از تو گُل، به میل نسل جوان تو دوباره می شویم از تو خون، به سیل اشک روان خویش دوباره ، یک روز آشنا، سیاهی از خانه میرود به شعر خود رنگ می زنم، ز آبی آسمان خویش اگر چه صد ساله مرده ام، به گور خود خواهم ایستاد […]

ادبیات

شعبده ی نگاه

۱۴۰۴-۰۸-۲۸

بیچاره دلم تشنه ی شیراز نگاهت بیمار شد از لذت آن ناز نگاهت شیدا شدم و مست‌تر از باده ی انگور از جذب دو چشمان پر اعجاز نگاهت این مرغک وحشی ز سر دانه بیفتاد در دام دو چشمان نظر باز نگاهت آوای خوش لهجه ی شیرازی تو یار بر گِرد سماء آوردم ساز نگاهت طاقت ز دلم بردی و انگار هنوزم دیوانه شد از شعبده ی ناز نگاهت ترسم همه این است که پیمانه […]

ادبیات

متون مشهور کهن جهان “بخش 1”

۱۴۰۴-۰۸-۲۴

به قلم: محمد رجبی افسانه‌ی گیلگَمِش یاد‌آوری؛ قرن نوزدهم میلادی، لوح‌های گِلی و سنگی و برگ‌های کاغذی متفرق در کتابخانه‌ی نینوا، و بریتانیا، پیدا شد و شگفتی به‌بار آورد.! برآیندهای ادبی، درباره‌ی گیلگمش، از دوره‌های مختلف (حدود ۲۱۰۰ تا ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد.) متن‌های بابلی خارج از تمدن بابل، قرن چهاردهم پ. م، اواخر عصر بُرنز، تعلق دارند. و به زبان‌های؛ سومری، اکدی، هیتی، هوری و اوگاریتی آمده.! نسخه‌های مختلف گیلگمش بر روی لوح […]

ادبیات

رسم مسلمانی

۱۴۰۴-۰۸-۲۱

مثل سابق غزلم ساده و بارانی نیست هفت قرن است درین مصر فراوانی نیست به زلیخا بنویسید نیاید بازار این سفر یوسف این قافله کنعانی نیست حال این ماهی افتاده به این برکه ی خشک حال حبسیه نویسی است که زندانی نیست چشم قاجار کسی دید و نلرزید دلش بشنوید از من بی چشم که کرمانی نیست با لبی تشنه و بی بسمل و چاقویی کند ما که رفتیم ولی رسم مسلمانی نیست عشق رازی […]

ادبیات

دوبیتی های پیوسته “مراعات بی نظیر”

۱۴۰۴-۰۸-۱۷

من دلم یاد چشم‌های تو کرد یادِ آن لحظه ای که می‌دانی یعنی من باشم و تو و ‌ذوقِ اینکه تا روز بعد می‌مانی من دو فنجان غزل و دیگر هیچ تو نبات لبت که غوغا کرد یک نفر از همان نگاه نخست پای من را به ماجرا وا کرد یک نفر آن‌قدر نجیب و اصیل که مرا بی نگاه، وسوسه کرد تا لب چشمه برد و تشنه مرا راهی سرزمین حادثه کرد هی ادب […]

×