» فرهنگی هنری » ادبیات » در سايه سار گل سرخ «بخش چهارم»
ادبیات
کد خبر:68339 | ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۰۵

در سايه سار گل سرخ «بخش چهارم»

پرتو جنوب 0

نقدی بر کتاب «مولوی چه گفته است؟» نوشته ناصر امیرعضدی

به قلم عبدالعلى دستغيب

تمثيل ضعيف ترين شكل استدلال است و به كار روايت منثور يا منظومى مى آيد كه در آن راوى عوامل يا كنش هاى قصه و گاه مكان وقوع حوادث آن را ابداع مى كند تا معنائى با انسجام در سطح اوليه ى موضوع يا در سطح لفظى آن بسازد و در همان زمان تا نظم ثانوى پيوسته اى از معناو محتوا را منتقل سازد. ما مى توانيم دو نوع عمده تمثيل را تشخيص دهيم:
الف: تمثيل تاريخى و سياسى كه در آن شخصيت ها و عمل هائى كه به طور لفظى معنا و موضوعى را منتقل مى كنند به نوبت خود شخصيت ها و رويدادهاى تاريخى را باز نمايش دهند يا تمثيلى سازند. چنانكه در (درام ابسالم و اكى توفل، ١٦٨١) جان درايدن شاه داوود نمايش دهنده ى چارلز دوم است و اكى توفل نمايش دهنده ى پسرش دوك يا بموت. داستان توراتى شورش ابسالوم است بر ضد پدرش كه به اين ترتيب به صورت تمثيل درآمده. سروده شاعر سبك والاى حماسه را نشان مى دهد و آن قسم هوشمندى كه عصر درايدن خواهان آن بود. اثر درايدن البته حزبى و فرقه اى است كه دوستان را مى نوازد و دشمنان را مى كوبد. شاهى خوشگذران و خودخواه را پيامبر و سياستمدارى ميهن دوست را ابليس مى نامد. (كار درايدن مانند كار مولوى است)
ب: تمثيل ايده ها (مفاهيم) كه در آن شخصيت هاى ادبى، تصورات را باز نمايش مى دهند و استخوان بندى آن آموزه يا فرضيه اى را. «در سفرنامه زائر» بن يان شاعر انگليسى ١٦٧٨) و ابسالوم و اكى توفل درايدن، هر دو ممكن است حاوى هر نوع تمثيل باشند در غير اين صورت صرفا به عنوان و تابع فرعى در اثرى غير تمثيلى به كار مى آيند . نمونه ى مشهورتمثيل واقعه ى فرعى (اپى زود) را در مجادله ى شيطان با دخترش «گناه» و هم چنين با مرگ در «بهشت گمشده» ى جان ميلتن (كتاب دوم ١٦٦٧) مى بينيم كه به طور تمثيلى به عنوان پسرى زاده ى رابطه زنا با محارم به نمايش در آمده است در اين جا شيطان به به دروازه هاى نه لايه ى دوزخ مى رود و در هر سوى آن نگهبانى نشسته يك سوى آن «گناه» نگهبانى مى دهد و به صورت زنى زيبا درآمده كه از كمر به پائين مانند مارى زشت است و سگ هاى تازى گرداگرد او عوعو مى كنند.

در سوى ديگر دروازه، مرگ نشسته است. موجودى بى شكل، تيره، تنومند و ترسناك مانند تاج شاهى بر چيزى شبيه سر. «مرگ» در حالى كه گام هايش دوزخ را مى لرزاند به سوى شيطان مى رود. شيطان لاف و گزاف مى زند اما مرگ به او هشدار مى دهد ديگر خود را آسمانى ننامد. اين دو در برابر يكديگر قرار مى گيرند اما «گناه» پا در ميانى مى كند و آنان پدر و فرزند مى نامد. شيطان هرگز چيزى به زشتى مرگ و گناه نديده و هر نوع خويشاوندى با آن دو را انكار مى كند.
از تمثيل قسم دوم يا تمثيل ايده ها، ابداع اصلى شخصيت دادن به باشندگان انتزاعى مانند فضائل و رذائل است و حالات ذهنى، وجوه زندگانى و گونه هاى شخصيت ها. در تمثيل هاى ساده ارجاعى از اين قسم به وسيله نام هائى كه به اشخاص و مكان ها داده مى شود، مشخص مى گردد. «سفر زائر» بن يان (Bunyan) «آموزه ى مسيحى رستگارى را ممثل مى سازد و آن نيز روايت سلوك مردى به نام عيسوى. نويسنده اين شخص را در خواب مى بيند كه كتابى در دست و بارى بر پُشت دارد و بسيار پريشان است زيرا كتاب به او مى گويد كه او در شهر ويران زندگانى مى كند و محكوم به خشم خدا و مرگ است . او به تنهائىًشهر را ترك مى كند زيرا همسر و فرزندانش او را نادان مى پندارند و با او همراه نمى شوند. عيسوى در سفر خود از صحنه هاى گوناگون گناه و پاك شدگى مى گذرد تا سرانجام از رودخانه گذشته وارد شهر بهشتى مى شود. در بخش دوم كتاب همسرش كريستيانا و فرزندانش در پى او روان مى شوند و از همان صحنه ها مى گذرند تا اين كه به رودخانه مى رسند.

بیشتر بخوانید:

در سایه سار گل سرخ «بخش نخست»

در سايه سار گل سرخ «بخش دوم»

در سايه سار گل سرخ «بخش سوم»

عيسوى در طول راه با شخصيت هائى مانند «با ايمان»، «اميدوار» و «غول نوميدى» روياروى مى شود و از مكان هائى به نام هاى «لجن زار نوميدى»، «دره ى سايه مرگ» و «ياوه بازار» عبور مى كند. قطعه اى از اين اثر ماهيّت روايت تمثيلى ساده و روشنى را نشان مى دهد: اكنون عيسوى تنها با خود راه مى پيمود و مردى را از دور دست ديد كه سراسر مزرعه اى را در مى نورديد تا با وى ديدار كند و اين فرصتى بود براى هر دو كه زمان پيمودن راه يكديگر را ببينند. نام آن شريف زاده «عاقل دنيوى» و ساكن شهر «شهوت رانان» بود شهرى بسيار بزرگ و نيز از جائى كه عيسوى آمده بود، بسيار دور …
آثارى كه اساساً غير تمثيلى هستند ممكن است تصوير پردازى تمثيلى ارائه كنند (يعنى شخصيت دادن به باشندگان انتزاعى كه عمل تمثيلى مختصرى دارند) آن نيز در بخشى كوتاه.

مولوى در « مثنوى»، و در « فيه مافيه» تمثيل پردازى نمونه است معنا و دلالت هاى اين قصه هاى تمثيلى او ، رسيدن به حوزه ى متافيزيك عرفانى است و او در اين زمينه همه ى نيروى هوش و آفريدگارى خود را به كار مى گيرد تا شنونده و خواننده آثارش را به ادراك لطائف عرفانى برساند با اين همه ماهيّت كار، نبوغ او را وادار مى سازد ، انسان را در ابعاد ديگرش و حتى در ابعاد جسمانى – شهوى اش واكاوى كند و او را از زاويه هاى گوناگون به نمايش بگذارد و در اين زمينه به حقيقت استادى شگفت آورى دارد.

ادامه دارد…

***

 

_ برای معرفی و نقد کتاب تازه چاپ شده تان! در این ستون، تماس بگیرید.
_آثار ادبی خود را همچنین می توانید در واتس آپ یا ایتا به شماره ۰۹۱۷۸۲۲۵۸۴۸ علی حاتمی «ع.آیدین»، ارسال فرمایید.
_ به همراه اثر، عکسی «حتی الامکان غیر پرسنلی» از خود بفرستید.

علی حاتمی «ع. آیدین» – دبیر سرویس ادبی پرتو جنوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×