» فرهنگی هنری » ادبیات » نقدی بر کتاب «حسن روزافزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد- بخش پایانی
ادبیات
کد خبر:65621 | ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۰۶:۴۲

نقدی بر کتاب «حسن روزافزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد- بخش پایانی

پرتو جنوب 0

به قلم ناصر امیرعضدی

«بخش ششم و پایانی»

راستی اینست که صوفیان عموماً و مولوی خصوصاً برای بلند شدن روی دست همگنان خود و مثلا برجسته‌کردن تواضع و فروتنی و پارسایی و دینداری در قالب ستایش خداوند، به‌راحتی به دروغ پردازی دامن می زنند و نسبت به راستی و حقیقت بی‌اعتنا می شوند که این حکایت یک نمونهٔ بارز آنست.
لذا بد نیست که این ابیات را در پاسخ به نقش آن غلام گنده‌دهان و مصادرات حضرت مولوی در این حکایت قلمی کنم:
او که پاسخ را به‌شه داده دروغ
مست کرده شاه را، اما به دوغ!
چون که رندی کرده آن گنده‌دهان
شیوه‌اش را «حسن روزافزون» مدان
حسن روزافزون کجا و آن قسَم؟
از برای یک دروغ مرتَسَم!
بوده او بس دور از حُسنِ درون
کرده اما گُربزی در خود فزون!
همچنان در زیرکی گویی ایاز
در تعامل‌های شاهش چاره‌ساز
ذکر این تمثیل جای دیگر است
نسبتش با حسن سیرت ابتر است
آن دوبینی در کلام مولویست
چون ندانسته حقیقت‌گوی کیست!
انتسابِ آن به نام دیگران
پیش‌دستی کردنی شد بی‌گمان
نسبتی را داده بر نامِ حریف
تا بهارش را نمایاند خریف!
اَحوَلی تابانده از خود چون کمان
پس دوبینی را ز دیگرکس مدان
صوفیان چون در تعصب رهزنند
هر دوبینی را ز خود منکر شوند
بس به تمثیلات ناقص عاملند
چون ز برهان و ز حجّت غافلند
هر مثالی کز لب فقهی زده
نام آن پیمانهٔ معنی شده!
باور آن ها شود مقبولِ جان
تا گریزند از حقیقت و امتحان
هم چنان این نکته دامن‌گیر ماست
قول هر باورپذیرفته، رواست!

بیشتر بخوانید:

نقدی بر کتاب «حسن روز افزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد (بخش نخست)

نقدی بر کتاب «حسن روز افزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد (بخش دوم)

نقدی بر کتاب «حسن روز افزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد (بخش سوم)

نقدی بر کتاب «حسن روز افزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد (بخش چهارم)

نقدی بر کتاب «حسن روز افزون» نوشته دکتر دهقانیان فرد (بخش پنجم)

ناگفته نماند که ضمناً در میان ابیات آورده شدهٔ این حکایت مثنوی هم چند عیب فاحش قافیه به‌چشم می خورد که ظاهرا از چشم نویسندهٔ گرامی پنهان مانده است، از این قبیل:
راست‌گویی در نهادش، خلقتی است
هرچه گوید، من نگویم، آن تهی‌ست
که خلقتی با تهی عیب قافیه دارد و مثلا میشد بجای تهی، واژهٔ «پتی» گذاشت که همان معنی را هم دارد
یا در این بیت که عیب قافیهٔ مقید دارد:
گر به‌صورت می روی، کوهی به‌شَکل
در بزرگی هست، صد چندان که لعل
که شکل و لعل نیز هم‌قافیه نیستند
که می شد گفت:
گر به صورت می روی، کوهی به زور
در بزرگی، هست صد چندان که مور
یا در بیتی دیگر که گفته:
زان‌که نقشی، وز خرد بی‌بهره‌ای
آدمی‌خو نیستی، خرکُرّه‌ای!
که در این بیت هم بجای «خرکُرّه» می توانست، چون کَهره‌ای بگذارد که «کهره» به معنای بزغاله است.

اما در پایان باز هم مؤلف گرامی با آوردن داستانی از مناقب افلاکی
در بارهٔ ناپایداری چهرهٔ مولوی از دید نقاش صورت او و بازتاب آن در غزلی از مولوی با مطلع:
اه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم… باز هم مصادره‌ای دیگر صورت داده و تعبیر گرگون‌چهرگی یا متلوّن‌الصورت بودن مولوی از دید دیگران را، از زبان خود حضرتش آورده است، که در چند سروده‌اش آمده است و آنرا باز هم با یک مصادره بر مطلوب دیگر به حسن روزافزون پیوند داده است!
که معلوم نیست دگرگون شدن لحظه به لحظه چهرهٔ مولوی (به‌فرض صحت)، چه ارتباطی با افزوده شدن به حسن و‌ زیبایی یا حتی پایداری زیبایی دارد؟ که دستکم یک غزل دیگر از مولوی به مطلع:
آن سرخ‌قبایی که چو مه، پار برآمد
امسال درین خرقهٔ زنگار برآمد…
و نیز یک غزل مشهور منسوب بدو به مطلع:
هرلحظه به شکلی بت عیار برآمد
دل برد و نهان شد…
هم همین دگرگونی لحظه به لحظهٔ شکلی و نه لزومأ حُسن‌ روزافزون را تصویر میکنند! و طبعا نمیتوانند پیوستگی با «حس روزافزون» داشته باشند.
در پایان چند بیتی که می تواند نمایانگر مقولهٔ «حسن روزافزون» باشد آورده می شود:
دیروز خطی ملایم و موزون داشت
وامروز لبان غنچه و میگون داشت
تا خود چه‌کند تدارک فردا را
آن طُرفه که کان حُسن روزافزون داشت

هر صورت اگر به‌قامتی جور شود
آنگه که به حُسن خُلق مأجور شود
مصداق پیام‌ حُسن روزافزون است
بر واجد آن نور علیٰ نور شود
پایان/

***

 

 

_ برای معرفی و نقد کتاب تازه چاپ شده تان! در این ستون، تماس بگیرید.
_آثار ادبی خود را همچنین می توانید در واتس آپ یا ایتا به شماره ۰۹۱۷۸۲۲۵۸۴۸ علی حاتمی «ع.آیدین»، ارسال فرمایید.
_ به همراه اثر، عکسی «حتی الامکان غیر پرسنلی» از خود بفرستید.

علی حاتمی «ع. آیدین» – دبیر سرویس ادبی پرتو جنوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×